{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی توخوش نیست دلم بی تو ای محرم راز

بی توخوش نیست دلم بی تو ای محرم راز
چه کنم با گل سرخ ؟
چه کنم با گل ناز ؟
تک و تنها چه بگویم به بهار ؟
گر سراغ از تو گرفت چه بگویم به نسیم ؟
گر بهاران پرسد : « لاله زار تو کجاست » ؟
من پر از عطر خوش هم نفسی
تو چرا تنهائی ؟
غمگسار تو کجاست ؟
من و این سینه تنگ من و پائیز غم آلوده درد
همدمم سایه تنهائی خویش بی بهار رخ یار
تک و تنها چه بگویم چه بگویم به بهار ؟

بی تو ای راحت جان با دل شیدا چه کنم
با جهانی غم و حسرت من تنها چه کنم
عشق و بی تابی من مایه بدنامی توست
با تو پاکیزه تر از گل من رسوا چه کنم
در پی گمشده ای گرد جهان می گردم

ای خدا گر نشد این گم شده پیدا چه کنم
مردمان قطره آبی به کف آرند و خوشند
من که مردم زعطش برلب دریا چه کنم
گرچه امروز مرا نیست زپی فردائی
گرنبندم دل از امروز به فردا چه کنم
روی برتافت زمن آنکه جهان هست
بعد از این گر نکنم پشت به دنیا چه کنم..
دیدگاه ها (۱۸)

خدایا تمام دلتنگیهای زمانه ات را به سقف چشمانم کوباندی ومرا ...

برو تنها مرا بگذار! بس کن این ترحم راتحمل می کنم هرجور باشد ...

ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ؟ﺣﺘﯽ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﻫﻢ ﺭﺍﻏﺐ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؟ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ...

فقط برای خودم هستم ...! من ...؟! .چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست...

مادرم

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط