{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب هوس کردم برايت چيز بنويسم

امشب هوس کردم برايت چيز بنويسم
با سينه‌ای از خون دل لب‌ريز بنويسم
شايد تو از من انتظاری سبزتر داری
امّا فقط خوش دارم از پاييز بنويسم
می‌خواهم از بی‌مصرفی، تکرار، خودرويی
از بوته‌های هرزه‌ی جاليز بنويسم
تا خون قلبت را کفِ دستم بياشامم
اصرار دارم با بيانی تيز بنويسم
تاريک گفتن پيش‌ازاين‌ها مستحبّی بود
اين‌بار واجب شد که يأس‌انگيز بنويسم
شايد بدانی لحظه‌های سرخ يعنی چه؟
تصميم دارم از شقايق نيز بنويسم
بايد فقط محض رضای خاطر فرهاد
از يک عدد شيرين بی‌پرويز بنويسم
فردا چه خواهم کرد؟ باور کن نمی‌دانم
امشب که می‌خواهم برايت چيز بنويسم
دیدگاه ها (۲)

ﮐُﻠﺖ ﺍﺯ ﮐﻤﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻗﺘﻞ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﻧﮕﺎﺭﺩﺭ ﻣﻦ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺍﯾﻦ ...

شیمی خر است.. :(

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

امشب هوس کردم برایت چیز بنویسمبا سینه‌ای از خون دل لب‌ریز بن...

امشب هوس کردم برايت چيزى بنويسمبا سينه‌ای از خون دل لب‌ريز ب...

‌من می‌خواهم زندگی‌ام بگذرد .من زندگی می‌کنم برای این که زود...

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی...

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط