{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلخسته

✿ دلخسته ✿

ای دل‌، این‌جا دگر جای ما نیست
با غم ما کسی آشنا نیست

ای بلاکش! چه جویی، چه خواهی‌؟
در دیاری که رسم وفا نیست

مهربانی ندارد خریدار
عشق و حسن و هنر را بها نیست

هر چه بینی، #فریب است و نیرنگ
#روی_دل‌ها_به_سوی_خدا_نیست

*
این منم بی نصیب از جوانی،
این منم کشته‌ ی مهربانی
خسته از تیغ یاران جانی

این منم تشنهٔ بادهٔ مرگ
این منم سیر از زندگانی

این دل و این همه رنج و اندوه
این من و این غم جاودانی
*
ای خدا‌، یار من با‌وفا بود
با غم آشنا‌، آشنا بود

آیت رحمت آسمان‌ها
مظهر عشق و لطف و صفا بود

از رخش پرتو مهر می‌ تافت
در نگاهش جمال خدا بود

غنچهٔ حسن او جلوه‌ها داشت
بلبل طبع من خوش نوا بود

دیگر آن نازنین در برم نیست
سایهٔ مهر او بر سرم نیست

عشق و حسن و هنر را چه حاصل
این گنه بس که سیم و زرم نیست

نیک داند که بی او به جز مرگ
بی گمان چارهٔ دیگرم نیست

آن همه آرزو رفت بر باد‌؟
ای خدا، ای خدا‌، باورم نیست

ای دل خسته‌، با درد خو کن
اشک غم را نهان در گلو کن

غنچهٔ آرزوی تو پژمرد
بعد از این مرگ را آرزو کن

سر به دریای حیرت فرو بر
گوهر عشق را جست‌وجو کن

گرچه آن گل تو را برد از یاد
هر نفس یاد او ، یاد او کن


" فریدون مشیری "
دیدگاه ها (۰)

✿ ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم از آخرت بریده ز دنیا گذشت...

✿ دوبیتی✿ به صدق گفته‌ام هر دل گواه است که دل‌ها را به سوی ...

✿کابوس ✿ خدایا، وحشت تنهایی ام کشت، کسی با قصه ئ من آشنا ن...

✿ ✿ به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها چه شد یارب در ا...

خسته‌ام، حوصله شعر و غزل در من نیستبسته بر میخ جفایم، رمقی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط