{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی بودم ،دختره بغل دستم نشسته بود یه آدامس از تو

سوار تاکسی بودم ،دختره بغل دستم نشسته بود یه آدامس از تو کیفش درآورد.یکی خودش خورد یکی هم دادبه من ،بعدش یه کاغذ هم گذاشت تو جیبم یه لبخند زد ورفت!
منم خوشحال پیاده شدم کاغذو باز کردم دیدم نوشته *جان مادرت مسواک بزن*
دیدگاه ها (۳)

دقت کردین اعتماد بنفس آدم با پول تو جیبیش رابطه مستقیم داره؟...

اونقدری که گوشیم نگران آپدیت برنامه هاست،پدرم نگران تربیت من...

امروز صبح کنار خیابون وایستاده بودم یه دختره اومد با جنسیس ج...

the hardear way 3

بوسه مرگ"پارت ۲"ویو ا.ت: (از این به بعد ناری رو ا.ت مینویسم)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط