{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نبض مترسک را گرفتم...

نبض مترسک را گرفتم...
می تپید...
شاید او هم از باور کلاغ ها جان گرفته بود...



دیدگاه ها (۲)

سلام.. دوستان عزیز.مطلب زیر را بخوانید بسیار مهم است. و متاس...

من روز خویش رابا آفتاب روی توکز مشرق خیال دمیده ستآغاز می کن...

گنجیشک کوچــــــــولــو از پشت شیــــــشه گفت :من همیشـــــه...

همـچـون ساعـت شنی شــده امکــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزنـد...

یه پروانه ی خوشگل اومد نشست رو دستم

ها جان مرسی واقعا دیگه باور نمیکنم

اون قلبی که از سینه در آوردید برای سیدالشهدا می‌تپید : ) 💔‌...

به راستی کلاغ از جان این پیرمرد ایرانی چه میخواهدیاد بنده خد...

«زهرا جان… شاید زمین برای ماندنت کوچک بود؛ شاید باید به کارو...

توی یک جمعی نشسته بودم یکی درباره رهبرمون گفت اینا #آقازاده ...

شاید فکر کنی دروغه... شاید حرفم رو باور نکنی... اما گلکسی به...

جونگکوک شاید هیچ زبانی بلد نباشه ولی به هر زبونی می‌تونه فحش...

شاید باور نکنید ولی ۶ تا دایی دارم🤣🤣👌👌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط