{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد

و بوسیدنت موکول شده

به تمامی روزهای نیامده..

حالا که هر چه دریا و اقیانوس را

از نقشه جهان پاک کردی

مبادا غرق شوم در رویایت

باید اسمم را

در کتاب گینس ثبت کنم

تا همه بدانند

- یک نفر

با سنگین ترین بار دلتنگی

روی شانه هایش -

تو را دوست میداشت
دیدگاه ها (۳)

یک فلاسک چای و یک رودخانه که اعتماد به نفسش از دریا بیشتر اس...

از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تما...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامی...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامی...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامی...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تما...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمی رسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمام...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمی رسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمام...

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمی رسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط