ریکشن بلولاک ✨💙
ریکشن بلولاک ✨💙
موضوع اگر بخواهیم خودکشی کنیم
(درخواستی🗣️)
پارت ۲(✯ᴗ✯)
کاراسو 🐦⬛: بیرون بودین، منتظر بودین چراغ سبز بشه و از خیابون بگذریم ولی تو سرت رو پایین انداختی و رفتی تو خیابون سرت برگردوندی دیدی یه ماشین با سرعت داشت بهت نزدیک می شد . راننده هم ترمز رو کشید که به تو برخورد نکنه ولی دیر کشید و اون لحظه کاراسو اومد جلوت وایساد و بغلت کرد و سپرت شد( کاراسو به سوپر من تبدیل شد🤣) . تو سرت رو بالا بردی و دیدی کاراسو محکم بغلت کرده آروم بلندت کرد و خداروشکر هر دوتون سالم بودید .(ولی تو خونه کاراسو جرت داد😃)
کورونا : کورونا داشت با گوشیش بازی می کرد و حواسش نبود به تو . رفتی تو آشپز خونه و یه چاقو برداشتی که کورونا پشتت ظاهر شد (کورونا جنی چیزی هستی؟🤣) و اون دستت که چاقو رو گرفته بودی رو محکم گرفت و گفت « چرا این کارو می کنی عزیزم ؟ ناراحتت کردم ؟» تو هم گفتی « نه ولی از زندگی خسته ام » کورونا دستت رو ول کرد و رفت سمت یکی از کشو ها و اونم یه چاقو برداشت تو تو شک بودی که می خواد چی کار کنه که وقتی داشتی به این چیزا فکر می کردی گفت «اگه می خوای خودتو بکشی پس منم می کشم خودم رو » . تو عاشق کورونا بودی و نمی خواستی بمیره و تصمیم گرفتی که به خاطر کورونا خودت رو نکشی .( شوهر از کورونا بهت می خوای؟🤨)
رئو💸: کلی قرص رو با هم خورده بودی و رو تخت دراز کشیده بودی و منتظر مرگ بودی که رئو اومد داخل و گفت « سلام عزیزم ببخشید یکم دیر اومدم تمرین یکم طول کشید » و تو هم گفتی «اشکال نداره» رئو از نوع حرف زدنت فهمید یه چیزی شده که چشمش به قرص های بقل تخت افتاد و گفت « عزیزم این چه کاریه که کردی ها ؟ببخشید اگه شوهر خوبی برات نیستم» . از روی تخت بلند شدی و دیدی رئو داره گریه می کنه دستت رو گذاشتی روی گونش اشکاشو پاک کردی ولی یهو حالت بد شد و افتادی روی پای رئو . رئو هم بردت بیمارستان و وقتی بیدار شدی رئو پیشت خوابیده بود و وقتی حالت خوب شد رفتین خونه ( تو خونه جرت داد که همچین کاری کردی😃)
کایزر🌀: روی نرده های بالکن نشسته بودی که کایزر اومد تو بالکن و دید تو روی نرده ها نشستی و گفت « ا.ت از اونجا بیا پایین » . وقتی کایزر این حرف رو زد می خواستم همون لحظه خودمو پرت کنم پایین ولی وقتی ارتفاع رو دیدم ترسیدم و خودمی عقب کشیدم و از پشت افتادم تو بغل کایزر ، و کایزر یه بوسه نرم روی لبم گذاشت و گفت « دیگه همچین کاری رو انجام نده عزیزم » و بردت تو خونه و نماز خوندین🕋📿
سائه🍥: خیلی ریلکس داشت غذا درست می کرد و تو اومدی برای آخرین بار بغلش کردی و سائه گفت « عزیزم چیزی شده ؟» تو هم گفتی « هیچی عشقم » بعد ولش کردی و رفتی تو حموم . حدود یک ساعت گذشته و تو از حموم بیرون نیومدی و سائه نگران شد از اومد پشت در وایساد و گفت « ا.ت داری چی کار می کنی ؟» تو هم با صدایی گریون گفتی« هیچی عزیزم ». سائه در رو با بدبختی شکوند و اومد تو و دید دستت رو با تیغ یکم زخمی کردی ولی رگ دستتو نزدی . سائه تیغ رو از دستت گرفت و پرتش کرد (چه عجب بلدی یه کارایی بکنی سائه🤡) . بغلت کرد و سرت رو بوسید و پرنسسی بغلت کرد و آوردن بیرون و دستت رو پانسمان کرد و دستت رو بوسید و گفت « بهم قول بده دیگه از این کارا نکنی» و تو هم گفتی «باشه» .
ایکو 🐠: حالت خوب نبود و رو تخت دراز کشیده بودی و یه حالت مست داشتی چون چند ساعت قبلش چند تا قرص خواب خورده بودی و امید وار بودی بمیری. ایکو از تمرین اومده بود و در زد تو هم به زور پاشدی و رفتی در رو براش باز کردی و گفتی «سلا...» حرفت قطع شد چون بیهوش شدی و با صورت به سینه ی ایکو خوردی و ایکو سریع گرفتت و بردت بیمارستان و بستری شدی دو روز کامل خواب بودی و اون دو روز ایکو همش بغل تو بود . بعد از دو روز چشمات رو باز کردی و دیدی ایکو بعلت خوابیده و سرش رو نوازش کردی ایکو هم که چشمای نیمه باز تو رو دید خوشحال شد و گریه کرد و بعدش بردت خونه .
سندو 🌹 : رفت یه بازیگر هالیوودی دیگه گرفت 😒
چالز 🐱: خوابیده بودی روی مبل و چالز داشت تلویزیون نگاه می کرد که یهو چشمش به دستت افتاد که انگاری سوخته بود و بریده بود انگاری که سعی کرده بودی رگ دستتو بزنی ولی نتونستی . چالز هم یکم استینت رو داد بالا و کاملا دستت زخمی بود آروم تو رو از خواب بیدار کرد و وقتی بیدار شدی چشمای چالز مثل همیشه شیطون نبود و عصبانی بود . چالز گفت « ا.ت کاری کردم که می خوای از شر خودت خلاص شی؟ بهم راستشو بگو » تو هم گفتی «ولش کن برای قبله » و دستت رو گذاشتی روی گونه ی چالز و بوسیدیش ولی بازم چالز عصبانی بود و از اون موقع حواسش بهت بود که کاری با خودت نکنی.
ببخشید ریدم😓😓😓😓
موضوع اگر بخواهیم خودکشی کنیم
(درخواستی🗣️)
پارت ۲(✯ᴗ✯)
کاراسو 🐦⬛: بیرون بودین، منتظر بودین چراغ سبز بشه و از خیابون بگذریم ولی تو سرت رو پایین انداختی و رفتی تو خیابون سرت برگردوندی دیدی یه ماشین با سرعت داشت بهت نزدیک می شد . راننده هم ترمز رو کشید که به تو برخورد نکنه ولی دیر کشید و اون لحظه کاراسو اومد جلوت وایساد و بغلت کرد و سپرت شد( کاراسو به سوپر من تبدیل شد🤣) . تو سرت رو بالا بردی و دیدی کاراسو محکم بغلت کرده آروم بلندت کرد و خداروشکر هر دوتون سالم بودید .(ولی تو خونه کاراسو جرت داد😃)
کورونا : کورونا داشت با گوشیش بازی می کرد و حواسش نبود به تو . رفتی تو آشپز خونه و یه چاقو برداشتی که کورونا پشتت ظاهر شد (کورونا جنی چیزی هستی؟🤣) و اون دستت که چاقو رو گرفته بودی رو محکم گرفت و گفت « چرا این کارو می کنی عزیزم ؟ ناراحتت کردم ؟» تو هم گفتی « نه ولی از زندگی خسته ام » کورونا دستت رو ول کرد و رفت سمت یکی از کشو ها و اونم یه چاقو برداشت تو تو شک بودی که می خواد چی کار کنه که وقتی داشتی به این چیزا فکر می کردی گفت «اگه می خوای خودتو بکشی پس منم می کشم خودم رو » . تو عاشق کورونا بودی و نمی خواستی بمیره و تصمیم گرفتی که به خاطر کورونا خودت رو نکشی .( شوهر از کورونا بهت می خوای؟🤨)
رئو💸: کلی قرص رو با هم خورده بودی و رو تخت دراز کشیده بودی و منتظر مرگ بودی که رئو اومد داخل و گفت « سلام عزیزم ببخشید یکم دیر اومدم تمرین یکم طول کشید » و تو هم گفتی «اشکال نداره» رئو از نوع حرف زدنت فهمید یه چیزی شده که چشمش به قرص های بقل تخت افتاد و گفت « عزیزم این چه کاریه که کردی ها ؟ببخشید اگه شوهر خوبی برات نیستم» . از روی تخت بلند شدی و دیدی رئو داره گریه می کنه دستت رو گذاشتی روی گونش اشکاشو پاک کردی ولی یهو حالت بد شد و افتادی روی پای رئو . رئو هم بردت بیمارستان و وقتی بیدار شدی رئو پیشت خوابیده بود و وقتی حالت خوب شد رفتین خونه ( تو خونه جرت داد که همچین کاری کردی😃)
کایزر🌀: روی نرده های بالکن نشسته بودی که کایزر اومد تو بالکن و دید تو روی نرده ها نشستی و گفت « ا.ت از اونجا بیا پایین » . وقتی کایزر این حرف رو زد می خواستم همون لحظه خودمو پرت کنم پایین ولی وقتی ارتفاع رو دیدم ترسیدم و خودمی عقب کشیدم و از پشت افتادم تو بغل کایزر ، و کایزر یه بوسه نرم روی لبم گذاشت و گفت « دیگه همچین کاری رو انجام نده عزیزم » و بردت تو خونه و نماز خوندین🕋📿
سائه🍥: خیلی ریلکس داشت غذا درست می کرد و تو اومدی برای آخرین بار بغلش کردی و سائه گفت « عزیزم چیزی شده ؟» تو هم گفتی « هیچی عشقم » بعد ولش کردی و رفتی تو حموم . حدود یک ساعت گذشته و تو از حموم بیرون نیومدی و سائه نگران شد از اومد پشت در وایساد و گفت « ا.ت داری چی کار می کنی ؟» تو هم با صدایی گریون گفتی« هیچی عزیزم ». سائه در رو با بدبختی شکوند و اومد تو و دید دستت رو با تیغ یکم زخمی کردی ولی رگ دستتو نزدی . سائه تیغ رو از دستت گرفت و پرتش کرد (چه عجب بلدی یه کارایی بکنی سائه🤡) . بغلت کرد و سرت رو بوسید و پرنسسی بغلت کرد و آوردن بیرون و دستت رو پانسمان کرد و دستت رو بوسید و گفت « بهم قول بده دیگه از این کارا نکنی» و تو هم گفتی «باشه» .
ایکو 🐠: حالت خوب نبود و رو تخت دراز کشیده بودی و یه حالت مست داشتی چون چند ساعت قبلش چند تا قرص خواب خورده بودی و امید وار بودی بمیری. ایکو از تمرین اومده بود و در زد تو هم به زور پاشدی و رفتی در رو براش باز کردی و گفتی «سلا...» حرفت قطع شد چون بیهوش شدی و با صورت به سینه ی ایکو خوردی و ایکو سریع گرفتت و بردت بیمارستان و بستری شدی دو روز کامل خواب بودی و اون دو روز ایکو همش بغل تو بود . بعد از دو روز چشمات رو باز کردی و دیدی ایکو بعلت خوابیده و سرش رو نوازش کردی ایکو هم که چشمای نیمه باز تو رو دید خوشحال شد و گریه کرد و بعدش بردت خونه .
سندو 🌹 : رفت یه بازیگر هالیوودی دیگه گرفت 😒
چالز 🐱: خوابیده بودی روی مبل و چالز داشت تلویزیون نگاه می کرد که یهو چشمش به دستت افتاد که انگاری سوخته بود و بریده بود انگاری که سعی کرده بودی رگ دستتو بزنی ولی نتونستی . چالز هم یکم استینت رو داد بالا و کاملا دستت زخمی بود آروم تو رو از خواب بیدار کرد و وقتی بیدار شدی چشمای چالز مثل همیشه شیطون نبود و عصبانی بود . چالز گفت « ا.ت کاری کردم که می خوای از شر خودت خلاص شی؟ بهم راستشو بگو » تو هم گفتی «ولش کن برای قبله » و دستت رو گذاشتی روی گونه ی چالز و بوسیدیش ولی بازم چالز عصبانی بود و از اون موقع حواسش بهت بود که کاری با خودت نکنی.
ببخشید ریدم😓😓😓😓
- ۹۰۶
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط