{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 21
°ا/ت°
خوابیده بودم که آب یخ ریختن روم
چشمامو باز کردمو دیدم تهیونگ و بادیگارداش بالاسرم وایسادن
تو دستای تهیونگ شلاق بود
حدس زدن اینکه میخواد باهام چیکار کنه زیاد سخت نبود
دستشو برد بالا و شروع کرد به زدن من
نیم ساعت تمام درحال شلاق زدنه من بود
کمی وایساد و من و نگاه کرد
به بادیگاردش علامت داد که یچیزی رو بیاره
بادیگاردش یه سطل بهش داد و تهیونگ هم بدون معطلی اون سطل و رو من خالی کرد
از شدت درد و سوزشی که ایجاد کرد فهمیدم اب نمک بود
چرا اینجوری شد؟
زندگی من که خوب بود
یعنی واسه یه عشق کوچولو اینهمه تاوان باید پس بدم؟
ا/ت: چرا اینکارو میکنی؟ مگه چیکار کردم که اینکارو میکنی؟
تهیونگ: تو کاری نکردی مقصر اصلی جیمینه
ا/ت: خب مگه چیکار کرده که الان داری اینجوری شکنجم میکنی؟
تهیونگ: به تو هیچ ربطی نداره(با داد)
اینو گفت و رفت...

°جین°
تو این چند روز جونگ کوک دست به هر کاری میزد تا ا/تو نجات بده اما هر بار به بنبست میخورد
دیگه تسلیم شده بود و امیدشو از دست داده بود نمیدونستم چیکار کنم که از این حالت دربیاد(یونو بی تی اس؟🤌😎)
باید چیکار کنم کاش یکی اینجا بودو بهم مشاوره میداد...
دیدگاه ها (۳)

پارت 22 کوک: داری به چی فکر میکنی؟ جین: هی.. هیچیکوک: دروغ ن...

بچه ها فالوش کنید فیکش قشنگه @bora_army_bts

بچه ها فالوش‌کنید ویدئو هاش خیلی خفن و بامزن @parniamasoomi0...

پارت 20ا/ت:من میمونم ولی طبق چیزی که گفتی باید جیمین و برگرد...

سناریو درخواستی BTS

چند پارتی از ریندو.Part3ریندو : ا/تا/ت : هوم؟ریندو : اگه تو ...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط