{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیج شد شیطان

گیج شد شیطان


روزگارانی گناه انبار می کردم
خویش را چشم خدا پندار می کردم


روزگاری با نگاهم برق دنیا را
پیش چشم تنگ مردم تار می کردم


هرچه حتی قله مغرور کفرم را
با کلنگی از نیایش خوار می کردم


می نهادم سر به صحراها ز دست عشق
مثل مجنون با کسی دیدار می کردم


شعر میگفتم چنان حافظ چنان نیما
گاه اصلا شعر کوردی کار می کردم


گیج شد شیطان که من با اینهمه عرفان
پس چرا گاهی گناه انبار می کردم


راستش خود را خدا پنداشتم زان پس
خویش را همچون خدا انکار می کردم
دیدگاه ها (۲۵)

یک پارچ عشق و الکلدر لوله ریخت ساحر محلول شیمیاییاز آزمایشات...

چقدر جمعه قشنگ استعشقی که هفته ها به تو ابراز میکنمشنبه بنام...

راز جنگیدندیشب و خلوت طوفانی من با ابلیسدیدنی بود رجز خوانی ...

لحظه تحویلآسمان امروز قوز بالاقوزشرجی و مرموز قوز بالاقوزکار...

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿••عشق مثلِ بادِ صحرا، چشمِ دل را کور ...

شعری از خودم ببخشید یه کم بی وزنه: عمری گنه کردیم و گفتیم خد...

شعری از خودم ببخشید یه کم بی وزنه: عمری گنه کردیم و گفتیم خد...

#دفع_شیاطین_جنی #لا_حول_ولا_قوة_إلا_بالله_العلي_العظيم #یا_ا...

آخرالزمان و جشن شیطان پرستی در برزیل🔸️ای فرزندان آدم! شیطان ...

آخرالزمان و جشن شیطان پرستی در برزیل🔸️ای فرزندان آدم! شیطان ...

نیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در ساز خویشچنگ...

نیست یاری تا بگویم راز خویش...

شراب و خوننیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط