{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچه را آب زدم با نم مژگان تری

کوچه را آب زدم با نم مژگان تری

تا که شاید ز سفرکرده بیاید خبری

عصر این جمعه نیامد، پدرم گفت دگر

آنقدَر گریه نکن، گریه ندارد اثری...
دیدگاه ها (۱۰)

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد آقا نشد هر آن...

اَلکَذِبُ یَنقُصُ الرِّزقَ؛دروغ، روزی را کم می کند.

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده‌اش توی اتوبوس نشسته ...

خدایابہ رد پاهایشانبہ قطره قطره خونشانبہ قلب پر اضطرابمانبہ ...

باد از سمت چپ می آید ، اما پنجرهٔ اتاق من به سمت راست است .....

....//برده ی زیبا//....

شب تولدم پارت 41فصل دوم پارت 12کلتم رو به سمتش گرفتم که صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط