درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن

درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن

سپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام کن



اگرچه تیغ زمانه نکرد آرام ام،

تو با سیاست ابروی خویش رام ام کن



به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من

بگیر تنگ در آغوش و قتل عام ام کن



شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را

به پاس این همه سرگشتگی به نام ام کن



شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...

اگر که باب دلت نیستم حرام ام کن


لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم

تو مرحمت کن ؛ یا بوسه یا تمام ام کن

/ سعید

#parya.s
#عاشقانه
#عشق
#خیانت
#فهیمه
#parisatt
دیدگاه ها (۱۱)

شبتون آرام و قشنگ دلتون شاد و روزگار وفق مرادتون ...شب بر ع...

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است- من اما...

قاصدک بگو با من از احوالش ؛ قاصدک خبردارم کن از حالش ؛ بگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط