{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۶۴
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسنده حرام میباشد...
پذیرای نظراتتون هستم...
ملیکا...
صبح با حالت تحوع بیدار شدم سرم گیج میرفت یکمم تار میدیدم...انگار واقعی نبودم...دست راستمم باند پیچی بود...نکنه شاهین کار خودشو کرد !!!سریع پتو رو از پاهام برداشتم...به ظاهر که سالم و عادی بودن...اما نمیتونستم حسشون کنم یکم بیشتر تلاش کردم ولی فقط انگشت شصت یکی از پاهام یکم تکون خورد...این یعنی! نه حتی فکر کردن بهشم ترسناکه...به حال خودم گریم گرفت منتظر شاهین بودم بیاد ببینم چیکار کرده باهام...در باز شد سپهر اومد داخل...
_حالت چطوره زنداداش...
_/خفه شو...شاهین کدوم گوریه...برو بگو بیاد‌...
_اخی دلت واسش تنگ شد؟ اون فعلا کار داره گفت بیام بهت سر بزنم ببینم بیدار شدی یا نه...میگم خدمتکار واست صبحانه بیاره...
_/صبحانه بخوره تو سر خودتو اون شاهین عوضی ...برو بگو بیاد... چیکار کرده با من هااااا...چرا نمیتونم پاهامو تکون بدم...
عصبی بودم اگه میتونستم همین جا ریز ریزش میکردم مرتیکه کثافتو‌...نشست رو تخت...
_گفتم که کار داره...اروم بگیر خودش میاد میگه بهت...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۷۶۵رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسند...

یعنی تو پارت بعدی چه خبره؟😎😈😈به نظرتون این صحنه چه ربطی به پ...

پارت ۷۶۳رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

اگه کمک خواستی...من میتونم کمکت کنم!پس فقط بنویس!! و به نظرا...

"I fell in love with someone'' (P12)ویو صبح : از زبان ا.ت : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط