دوست پسر من یه مافیا ی شیطونه
"دوست پسر من یه مافیا ی شیطونه"
part :5
علامت ها رو خودتون میدونید دیگه عشقاممم❣🤞😉
اگه نمیدونید تو ی پارت ها قبل هست 👌👁👄👁
_ : اوهه بیب... خوب بلدی آدمو تحریک کنی!
+ : هاااا؟!....
ا.ت اومد که از روی پای کوک بلند بشه که کوک یهو محکم کمر ا.ت رو گرفت و بدنشو کشید سمت خودش. ( راستی!... لباس ا.ت اسلاید اول و لباس کوک اسلاید دوم گذاشتم)♡☆
ا.ت یکم مست بوده برا ی همینه که نمیتونست درست مقاومت کنه.
چون اونا دیگه دوست شده بودن ا.ت هم اونو کوک صدا میزد.
+ : کوکککک بس کن دیگه ... داری پررو میشی.
_ : تو دیگه برای منی سک**سی گرل.
( ویو سوهی)
با اینکه مست بودم ولی میفهمیدم که تهیونگ چه پسر جذاب و شیطونیه.
با هم زود صمیمی شدیم. 👌 دستش رو روی پای لختم گذاشته بود و با یه نگاه هات بهم نگاه میکرد.
# : بیا تو بغلم بیب
@ : چی بیب؟... عااامم... باشه ( یکم با خجالت ولی هات گفت آخرشو)
تهیونگ به پاش اشاره میکرد و سوهی هم آروم نشست روی پای تهیونگ.
تهیونگ تو ی گوش سوهی گفت : تو منو تحریک میکنی بیب. باید برای من باشی.
سوهی خجالت کشید و خواست بلند بشه که تهیونگ زود تر فهمید و گفت : اگه همراهی نکنی تنبیه میشی پرنسس من.... حالا روش سواری کن بیب.
سوهی هم که مس**ت بوده ، قبول می نه و آروم خودشو به د*ی*ک تهیونگ میماله و یکم بالا و پایین میشه. یهو تهیونگ کمرشون میگیره میکشه عقب که کاملا میچسبن به هم.
"از زبان سوهی"
بدنش داغ بود و منم بدم نمیومد که باهاش برم تو رابطه ولی رفتارش گاهی یکم معذبم میکرد.
یهو شروع کرد به مک زدن ل*ب*ام جوری که داشتم خفه میشدم ، اولش میکوبیدم به سینش ولی بعدش منم همراهی کردم که ازم جدا شد.
# : پس آماده ای؟... ( با صدا ی بم. جوری که منظورش رو سوهی فهمید)
@ : عاااامم....
( ویو ا.ت)
دی**کش رو زیرم حس میکردم .
حس بدی بود ولی باعث میشد منم تحریک بشم ولی هنوز تحریک نشده بودم.
دیدم با دستاش کمرمو گرفته و منو رو ی دی**کش حرکت میده.
یهو یه ناله ی کوچیک از دهنم در رفت که کوک شنید و منو بالا و پایین میکرد.
بازم ناله کردم که کوک دیگه تحمل نداشت و دی**کش داشت شلوارش رو پاره میکرد.
منم یکم تحریک شده بودم و بدون این که بفهمم داشتم روش سواری میکردم رسما.
چشممون خورد به تهیونگ و سوهی داشتن ل*ب میگرفتن و سوهی رو ی تهیونگ سواری میکرد که یهو متوجه شدم که کاملا همکاری میکنه و همو میخوان.
_ : دلت چیزی هوس کرده؟.... ( لبخند شیطانی)
+ : امممم....
یهو ل*بم رو بوس**ید . به سینش کوبیدم ولی ول نکرد که منم نتونستم خودمو کنترل کنم و همراهی کردم.
_ : الان شدی یه سک**سی گرل خوب برا ی ددیت. حالا دیگه خودتو برا ی ددیت آماده کردی بیب. ( بازم خنده ی شیطانی و لهن هات)
یهو ا.ت رو براید بغل کرد و .......
خمااارررییییی 🤞😉😂👁👅👁
شرط ۲ تا لایک و ۳ تا کامنته عشقامممم♡☆ باییی ❣👁👄👁💮😘😉
part :5
علامت ها رو خودتون میدونید دیگه عشقاممم❣🤞😉
اگه نمیدونید تو ی پارت ها قبل هست 👌👁👄👁
_ : اوهه بیب... خوب بلدی آدمو تحریک کنی!
+ : هاااا؟!....
ا.ت اومد که از روی پای کوک بلند بشه که کوک یهو محکم کمر ا.ت رو گرفت و بدنشو کشید سمت خودش. ( راستی!... لباس ا.ت اسلاید اول و لباس کوک اسلاید دوم گذاشتم)♡☆
ا.ت یکم مست بوده برا ی همینه که نمیتونست درست مقاومت کنه.
چون اونا دیگه دوست شده بودن ا.ت هم اونو کوک صدا میزد.
+ : کوکککک بس کن دیگه ... داری پررو میشی.
_ : تو دیگه برای منی سک**سی گرل.
( ویو سوهی)
با اینکه مست بودم ولی میفهمیدم که تهیونگ چه پسر جذاب و شیطونیه.
با هم زود صمیمی شدیم. 👌 دستش رو روی پای لختم گذاشته بود و با یه نگاه هات بهم نگاه میکرد.
# : بیا تو بغلم بیب
@ : چی بیب؟... عااامم... باشه ( یکم با خجالت ولی هات گفت آخرشو)
تهیونگ به پاش اشاره میکرد و سوهی هم آروم نشست روی پای تهیونگ.
تهیونگ تو ی گوش سوهی گفت : تو منو تحریک میکنی بیب. باید برای من باشی.
سوهی خجالت کشید و خواست بلند بشه که تهیونگ زود تر فهمید و گفت : اگه همراهی نکنی تنبیه میشی پرنسس من.... حالا روش سواری کن بیب.
سوهی هم که مس**ت بوده ، قبول می نه و آروم خودشو به د*ی*ک تهیونگ میماله و یکم بالا و پایین میشه. یهو تهیونگ کمرشون میگیره میکشه عقب که کاملا میچسبن به هم.
"از زبان سوهی"
بدنش داغ بود و منم بدم نمیومد که باهاش برم تو رابطه ولی رفتارش گاهی یکم معذبم میکرد.
یهو شروع کرد به مک زدن ل*ب*ام جوری که داشتم خفه میشدم ، اولش میکوبیدم به سینش ولی بعدش منم همراهی کردم که ازم جدا شد.
# : پس آماده ای؟... ( با صدا ی بم. جوری که منظورش رو سوهی فهمید)
@ : عاااامم....
( ویو ا.ت)
دی**کش رو زیرم حس میکردم .
حس بدی بود ولی باعث میشد منم تحریک بشم ولی هنوز تحریک نشده بودم.
دیدم با دستاش کمرمو گرفته و منو رو ی دی**کش حرکت میده.
یهو یه ناله ی کوچیک از دهنم در رفت که کوک شنید و منو بالا و پایین میکرد.
بازم ناله کردم که کوک دیگه تحمل نداشت و دی**کش داشت شلوارش رو پاره میکرد.
منم یکم تحریک شده بودم و بدون این که بفهمم داشتم روش سواری میکردم رسما.
چشممون خورد به تهیونگ و سوهی داشتن ل*ب میگرفتن و سوهی رو ی تهیونگ سواری میکرد که یهو متوجه شدم که کاملا همکاری میکنه و همو میخوان.
_ : دلت چیزی هوس کرده؟.... ( لبخند شیطانی)
+ : امممم....
یهو ل*بم رو بوس**ید . به سینش کوبیدم ولی ول نکرد که منم نتونستم خودمو کنترل کنم و همراهی کردم.
_ : الان شدی یه سک**سی گرل خوب برا ی ددیت. حالا دیگه خودتو برا ی ددیت آماده کردی بیب. ( بازم خنده ی شیطانی و لهن هات)
یهو ا.ت رو براید بغل کرد و .......
خمااارررییییی 🤞😉😂👁👅👁
شرط ۲ تا لایک و ۳ تا کامنته عشقامممم♡☆ باییی ❣👁👄👁💮😘😉
- ۴.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط