{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک کوک

فیک کوک
موفقیت عشق در همراه دارد
پارت ⁴
ویو ا.ت
فرمون رو چرخوندم که تماسی از هیون وو رو دیدم گوشی رو زود جواب دادم ولی اصلا نمیدونستم باید چی بگم چون اون همیشه هر وقت که بخوام میومد ولی من نرفته بودم قبلش به خودم و موقعیتی که هستم لعنت فرستادم ، گوشی رو جواب دادم
( علامت هیون وو * )
* سلام ا.ت خوبی ؟ خواستم بگم کی میای نزدیک نیم ساعته منتظرتم
+ سلام هیون وو راستش ... اتفاقی واسم پیش اومده مامانم زد. گفت برم عمارتشون و امشب توی یه مهمونی حضور داشته باشم
* عا.. خوب باشه پس منم میرم خونه بعدا حرف میزنیم
+ هیون وو..
* بله ؟
+ ممنون که درکم میکنی ، به جای امروز من شام دعوتت میکنم چطوره ؟
* خواهش میکنم ، خوب باشه پس
+ خوب فعلا خدافظ
* خدافظی
تماس رو قطع کردم و یه نفسی از سر کلافگی تازه کردم و متوجه شدم جلوی عمارت خودم هستم از ماشین پیاده شدم و زود رفتم آماده بشم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و یه لباس تقریبا باز و کوتاه پوشیدم و موهام رو کرالی کردم و یه میکاپ نود انجام دادم ، کیفم رو برداشتم و در نهایت با یه عطر تند استایلم رو کامل کردم و گوشیم رو برداشتم و از خونه زدم بیرون. سوار ماشینم شدم و راهی عمارت مامان و بابام شدم
( دوستان ا.ت با خانوادش خیلی راحته واسه همین به لباسی که میپوشه زیاد توجه نمیکنه )




ادامه دارد...

شکلاتام اینم از پارت ۴ خب منتظر پارت ۵ بمونید که زود میذارمش
بای بای
دیدگاه ها (۵)

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

سناریو بونتن پارت۵

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

سناریو ران پارت ۲

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت ۴ (سرنوشت)

🎀🦋 پارت ۲۵ — ویو آت 🌸𐙚رفتم حموم، روتینم رو انجام دادم و بعد ...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط