{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق “انسان” بودن ماست . . .
دیدگاه ها (۳)

به تاراج برده ای تمام حواسم را ..میخندم تویی میگریم تویی می...

گاهی در شتاب زندگیگوشه ای بایستآرام زمزمه کنخدایا دوستت دارم

هر چه کمتر شود فروغ حیاترنج را جانگدازتر بینیسوی مغرب چو رو ...

گاهی دلتیک رفتن و یک جاده بی انتها میخواهد، که فقطبروی و برو...

در وجود عمق نام ها رقص ما بی نام خواهد ماند آنان ما را می‌بی...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

شعر زیبا و پر مفهوم مولانا در دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط