{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
اون صدای فاکیو دوباره شنیدم
¢:زود باش ات..این بین منو تو میمونه..تو دلت برای درد هایی که بهت میداد تنگ شده!مگه نه؟دلت میخواد دوباره مال اون باشی
+من مازوخیسمی نیستم چرا متوجه نمیشی هان؟؟م..من نمیخوام اسیر باشممم هنوز عاشق جیمینم ولی اون منو نمی‌خواد پس هیچکس..عاشق هیچکس نیستم
ویو تهیونگ
خیلی تو خودشه. شاید بخاطر بال هاشه..اره منطقیه. نینا برام ازون گیاه جادویی آورده بود داشتم معجونشو درست میکردم تا بال های ات دوباره رشد کنن..ولی واقعا دختره خیلی خوشگل بود...بعیده خواهر اون حرومزاده باشه!دلم براش واقعا سوخت یعنی الان حالش خوبه؟آروم معجونو تو لیوان ریختم و بردم سمت ات که رو تخت دراز کشیده بود..
ته: بلند شو اینو بخور
آروم نیم خیز شد و سوالی نگام کرد
+چی هست؟
ته:مگه بال هاتو نمی‌خوای؟بخورش
+چ..چییی (ذوق)
ذوق کرد..یعنی پس بخاطر بال هاش بود..ات خودمو برمیگردونم و دوباره باهاش زندگی میکنم..سریع لیوان و از دستم گرفت و خورد
ته:آرومتر..
لیوان و خالی کرد و داد دستم
ویو نویسنده
کم کم بال های دختر شروع به در اومدن کردن
+د..دارم حس میکنم..من..من دوباره پری بالدار شدم!!
(چند دقیقه بعد)
بال هاشو تکون داد..از قبل هم خوشگل تر شده بود. فقط با این تفاوت که روی بال هاش..یه تاج بود... دقیقا همون تاج که..
فلش بک
ویو ات
داشتم وسایلام و از چمدون در میاوردم وسایل زیادی نداشتم و فقط چندتا تا قاب عکس که اون عوضی بزور مجبورم کرد باهاش بگیرم!تو همشون من محدود بودم..یهو چشمم افتاد به یه تاج....تاحالا ندیده بودمش.اروم برش داشتم
+چقدر خوشگله...
نکنه کار اون عوضیه؟
+عوضی سلیقت محشره.
رفتم جلوی آینه و تاج و رو سرم گذاشتم. خیلی ظریف بود(عکسشو میزارم) لبخندی زدم
(پایان فلش بک)
ویو ات
با بغض بهش نگاه کردم
+داداشی
ته:چ..چیشد؟اذیتت میکنه؟
پریدم بغلش با شوک سیخ شد
+خیلی دوستت دارم مرسی که..مرسی که منو نجات دادی
دیدگاه ها (۷)

عکس تاج ات

پرنسسام فیک قرار نیست اس🗣️مات ز داشته باشه ولی احتمالا (دودل...

(چند روز بعد)ویو جونگکوک خببب عام ات رفت. اوهوم رفتطلاق گرفت...

ات : ب تو چ ک من کجا بودم ! جیمین : ب من چ ؟ من برادرتم و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط