{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی‌گاهان

بی‌گاهان
به غربت
به زمانی که خود درنرسیده بود
چنین زاده شدم در بیشه‌ی جانوران و سنگ،
و قلب‌ام
در خلأ
تپیدن آغاز کرد...

گهواره‌ی تکرار را ترک گفتم
در سرزمینی بی‌پرنده و بی‌بهار...

نخستین سفرم بازآمدن بود از چشم‌اندازهای امیدفرسای ماسه و خار،
بی‌آنکه با نخستین قدم‌های ناآزموده‌ی نوپاییِ خویش به راهی دور رفته باشم...

نخستین سفرم
بازآمدن بود...

دوردست
امیدی نمی‌آموخت..
لرزان
بر پاهای نو راه
رو در افقِ سوزان ایستادم..
دریافتم که بشارتی نیست
چرا که سرابی در میانه بود..

دوردست امیدی نمی‌آموخت..
دانستم که بشارتی نیست:
*این بی‌کرانه
زندانی چندان عظیم بود
که روح
از شرمِ ناتوانی
در اشک
پنهان می‌شد...
دیدگاه ها (۱)

نخستین سفرم بازآمدن بود از چشم‌اندازهای امیدفرسای ماسه و خار...

دوردست امیدی نمی‌آموخت دانستم که بشارتی نیستاین بی‌کرانه زند...

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 663 - 21 شهریور 1350

‌سرم بازار مسگرهاست دلم در چنگ بربرهاستچنان با خود گلاویزمدر...

دانلود کتاب مواد حیات - نویسنده آیزاک آسیموف

بر سر تربت ما چون گذری...

دانلود مجله دنیای سخن - شماره 19 - تیر 1367

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه‌ایست که قربانیت کنند...

دانلود کتاب سوگند خورده فراری - نویسنده جان گریشام

گاهی خدا یادمون میاره که از زندگی هم سهمی داریم… 🌿"وَلَا تَن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط