{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part9

part9
^صبح^
*از خواب بیدار میشه *
^ صورتش رو میشوره ^
"لباس فرمش رو میپوشه "
* میره دانشگاه *
-میره تو حیاط
هیون: سلام لیکسی صبح بخیر
لیکسی : سلام هیون خوبی صبح توهم بخیر
هیون: خوبم تو؟
لیکسی: خوبم الان زبان دارم
هیون: منم ریاضی دارم
لیکسی: اع آخ جون ریاضی خیلی باحاله
هیون: توهم دوسش داری؟
لیکسی: آره من دیگه میرم میبینمت
هیون: منم میبینمت
^ میره تو کلاس^
لینو: سلام هیون خوبی صبح بخیر ( ادای لیکسی رو دز میاره
لیکسی: سلام لینو باشه بی ادب
لینو : سلام هعی رفتی تو باقالی ها دیگه جای
برگشت نی
لیکسی: آره میدونم ^ لبخند^
* استاد میاد *
استاد: سلام صبح بخیر فلیکس بیا مکالمه رو بخون
لیکسی: سلام من بیام ؟
استاد: آره بدو
لیکسی: چشم
"مکالمه رو میخونه"
استاد: ممنون برو بشین
لیکسی: خواهش
* میشینه*
دیدگاه ها (۱)

part10 -میره تو حیاط هیون: لیکسی چیکار کردی لیکسی: اوم استاد...

پروف عوص شد گم نکنید منوووو

غیرتی/ عصبی

تولدت مبارک جین

پارت ۷

چند پارتی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط