{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ند

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ندیدی که با هر قدم سوختم و آب شدم…
دیدگاه ها (۱)

به گلاب گفتم: چه خوشبویی؟گفت: گل بودمبه دست روزگار چیده شدمو...

بیا دوباره در این کوچه‌ها قدم بزنیم…#سمیه_نامداری#شعرخوانی #...

پروانه وار سوختم از شوق روی توآتش زد و بر جان منسوخ و طن شدم...

امدم ویس یه سر بزنم و با این صحنه زیبا مواجه شدم 🤩😊

قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتج...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

ویدیوروبیخیالپرتاب شو تو این پست اگع ندیدی😧https://wisgoon.c...

وایی تو هنوز اسلی این بانو رو ندیدی ریلترین آهیون اصلا معلوم...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط