{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت ¹⁶
پدر :کجا بودید خانوما
جویی: هیجا بالا بودیم
پدر :بیاید میخوایم بازی کنیم
سلین :بازی؟
پدر :آره قمار
سلین :چییییی قمار بازی ؟
پدر :آره
سلین:من فقط میبینم بازی نمیکنم
پدر :اوکی
کوک:خب شرط چی باشه
پدر :عامممم ۱میلیون دلار
کوک:قبوله
فلش بک به بعد از بازی
سلین :خب بابا تو باختی
و استاد برد (خنده)
پدر :(خنده)
پدر :راستی آقای جئون امشب اینجا میمونه چونکه مسته نمیتونه رانندگی کنه
اتاق مهمون رو براش آماده کنید
جویی:باشه
کوک : ببخشید مزاحمتون میشم (حالت مستی )
پدر :شما اختیار دارید بفرمایید
سلین :آقای جئون رو راهنمایی کن
سلین :چشم بفرمایید
کوک‌:بریم
سلین :بفرمایید اتاق شما اونجاست
کوک:اوهوم ممنونم
سلین : شب بخیر
و رفتم بخوابم واییی امشب چقدر خسته شدم
آرایشم. رو پاک کردم و یه لباس راحتی پوشیدم و داشتم با گوشیم ور میرفتم که تشنه ام شد داشتم میرفتم پایین که صدای مامان (جویی) با بابام میومد
جویی:من حاملم
پدر : واقعا (ذوق )
مطمئنم سلین خیلی خوشحال میشه
جویی:شاید
سلین :یوهوووووو دارم آبجی میشم
پدر :تو اینجا بودی
سلین :نه داشتم میرفتم آب بخورم که صداتون و شنیدم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ¹⁷جویی :خوشحال شدی؟سلین :آره خیلی من دیگ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت¹⁸واییی چقدر این مردک اسکل فکر کرده کیه ک...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت¹⁵سلین :همین رو داشتم پدر:اشکال ندارهکوک ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت¹⁴امروز مهمونی ساعت چندهجویی:ساعت 4 شروع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط