{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی مرگ و عشق

بازی مرگ و عشق...🫧
پارت ۲

روز برگزاری مراسم•~•
جیهون: جیمین آماده شو یه راننده میاد میبرتت اونجا تاکید میکنم به هیچ عنوان تو چشمای مین نگاه نمیکنی اون خیلی زیرکه و از تو چشمات میتونه بخونه کی هستی فهمیدی؟
جیمین: بله قربان

مراسم•~•

یونگی: جک امروز بادیگارد جدید میاد درسته؟
جک: بله و کلی اسلحه و مواد از چین میاد برامون
یونگی: خیل خب بهش رسیدگی کن
جک: چشم
‌‌یونگی : اون‌ بادیگارد و برام بیار
جک: چشم
.........
یونگی جیمین رو دید•~•
یونگی: سرتو بیار بالا
جیمین: اما....
یونگی: جملم و دوبار تکرار نمیکنم

جیمین سرشو آورد بالا●~●

یونگی: تو چشمات یه چیزی برای پنهون کردن داری
جیمین: قربان همه یه چیز هایی برای مخفی کردن دارن و حتی تو سرد ترین چشم ها هم میشه این رو تشخیص داد حتی تو چشمای شما......
یونگی: اوو پس زبون زیرکی هم داری خیل خب ۱۰ دقیقه دیگه تو اتاقم باش
جیمین: چشم
.......

اینم از پارت ۲ امیدوارم دوسش داشته باشین💞
دیدگاه ها (۵)

بازی مرگ و عشق.‌‌...🫧پارت ۳اتاق یونگی●~●یونگی: خب اسمت چیه؟ج...

بازی مرگ و عشق...🫧پارت ۴مهمونی جانشینی•~• همه در حال خوش گذ...

خیلی برای فیک جدیدم ذوق دارم نمیدونم چرا🤭حمایت نکنین نمیزارم...

بازی مرگ و عشق...🫧پارت ۱●اداره ی آقای جیهون●جیهون: آقای پارک...

خون آشام عزیز (95)

خون آشام عزیز (81)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط