{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#در آن شهرے که مردانش عصا از کـور مےدزدند 

#در آن شهرے که مردانش عصا از کـور مےدزدند 
همان شهرے که اشـک از چشم، کفن از گور مے‌دزدند 
در آن شهرے که خنجـر دسته خـود نیز مے برد 
همان جایے که پشت از دشنـه خون ریز مے‌دزدند 
در آن شهرے که مردانش همه لال و زنان کورند 
همان شهـرے که از بلبـل، دَم آواز مےدزدند 
در آن شهرے که نفرت را به جاے عشق میخواهند 
همان‌جایے که نور از چشـم و عقل از مغز مے‌دزدند 
در آن شهرے که پروانه به جاے شمع مے‌سوزد 
همان شهـرے که آتـش را ز اشک شمـع مے‌دزدند 
در آن شهرے که زنده مرده و مرده بُـوَد زنده 
همان جایے که روح از تن و تن از روح مے‌دزدند 
در آن شهرے که کافر مؤمن و مؤمن شود کافر 
همان جایے که مُهـر از جانماز باز مےدزدند 
در آن شهرے که سگ‌ها معرفت از گربه آمـوزند 
همان شهرے که سگ‌ها بـره ‌را از گـرگ مے‌دزدند 
در آن شهرے که چشم خفتـه از بیـدار بیناتر 
همان جایے که غـم از سینـه غـم ساز مےدزدند 
در آن شهرے که فریاد از دهان باز مے‌دزدند 
من از خوش ‌باورے آنجـا محبت جستجـو کـردم
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

»»» آیه ی روز :**************تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَار...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

از دشمنان تا عاشقان

مرد بی رحم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط