{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساسم را به دار آویختم

احساسم را به دار آویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو که عمری بازیم دادند
دیگر بس است، میخواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم!
دیدگاه ها (۱)

سَـــرسَـــری رد شـــو ،و ..زنـــــدگـــــی کـن !دقّــــت ،د...

تـــا زمــانــی کــه ..خــواستـه ای از کسـی نـــداری …خــواس...

دلم می خواهد از دید بعضی آدمها پنهان بمانمآدمهایی که مدام تو...

بلــــندترین فریاد دنیا اشکیه که”بـــیصـــدا ”از گوشه  چشم ج...

پارت ۱۶:تلخ و شیرین"عشق؟ نه ممنون. من می پرستمش"(یوجین)پیراه...

سکوت پیستPart:³³روی مبل نشسته بودم و داشتم فیلم میدیدم که صد...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟒ات هنوز خودش رو به خواب زده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط