{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:³³

روی مبل نشسته بودم و داشتم فیلم میدیدم که صدای در اتاق کار راکسون بلند شد
و از اتاقش اومد بیرون

دوباره با دیدنش ترسی به جونم افتاد
اومد و کنارم روی مبل نشست و روبه هم گفت:

راکسون:دارم میرم ی سفر کاری مهم و سه چهار روزی نیستم میتونی بری پیش جنی اما اگه ی خطای کوچیک هم بکنه خبر دار میشم پس خوب حواستو جمع کن که دوباره قرار نباشه تنبیهت کنم(سرد)

+چ. چشم

و بعد بلند شد و برگشت به اتاق کارش

بعد از رفتنش آجوما واسم یکم آبمیوه اورد و داشتم ابمیوه رو میخوردم که یهو یچیزای نامفهومی یادم اومد

″+بگو میو″

″_میو″

″+نه این خیلی آروم بودددد″

″_میو″

″+بلند تررررر″

″_میو″

″+بیسمی الله چه گربه وحشی
برو اصن نمیخوام زنت شم تو وحشی″

ای. این یعنی چی؟
دیشب جئون جونگ کوک
بزرگترین مافیا آسیا و ی مرد بی رحم و سرد برا من میو کرد؟(تعجب)

یهو هر اتفاقی که دیشب افتاده بود رو به یاد اوردم
و جیغ بلندی از سر ناباوری کشیدم که آجوما از توی اشپزخونه دوید سمتم

آجوما:چیشده دخترم؟(نگران)

+چ. چیزی نیست(تعجب)

و بعد پاشدم و دویدم توی اتاقم و محکم درو بستم و همونجا سر خوردم و نشستم

مغزم داشت سوت میکشید

وایی لعنتی من چرا اینجوری رفتار کردم
لعنت بهت مری
به پسره گفتی میخوام زنت شمممم؟

واییی خدا الان با چه رویی توی صورتش نگاه کنم
یعنی الان راجبم چه فکری میکنه؟
واییی آخه با چه فکری توی ماشین میخواستم لباسامو در بیارم

+لعنت بهت مریی
لعنت بهت...
دیدگاه ها (۳)

سکوت پیستPart:³⁴ساعتای ۱۰ شب بود و همینجور داشتم توی گوشیم م...

سکوت پیست Part:³²+بابا چرا داری اینکارارو باهام میکنی تمومش ...

سکوت پیست Part:³¹جلوی در خونه وایساده بودم میترسیدم اونم خیل...

سکوت پیست Part:²⁸_عهه؟(خمار)+هی گمشو کنار مرتیکه اخموو+وایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط