وقتی میخواستی خودکشی کنی ولی ...
وقتی میخواستی خودکشی کنی ولی ...
وقتی میخواستی خودکشی کنی ولی ...
part:2
اشکهایت هنوز بند نیامده بود. سرت پایین بود و نمیتوانستی چیزی بگویی.
جونگکوک دستت را رها نکرد.
آرام گفت: «لازم نیست الان چیزی توضیح بدی... فقط میخوام بدونی هر دردی که توی دلت هست، لازم نیست تنهایی تحملش کنی.»
با صدایی گرفته پرسیدی: «اگه یه روز از من خسته بشی چی...؟»
جونگکوک بدون لحظهای مکث نگاهت کرد و لبخند تلخ و مهربانی زد.
«خسته؟ از کسی که برام مهمه؟ هیچوقت.»
بعد آرام دستش را روی شانهات گذاشت و ادامه داد:
«شاید نتونم همهی مشکلاتت رو یکشبه حل کنم، اما قول میدم هر قدمش رو کنارت باشم . حتی اگه خیلی سخت باشه ... باز هم کنارت میمونم.»
نفسی عمیق کشیدی. برای اولین بار بعد از مدتها، احساس کردی لازم نیست همهی بار دنیا را بهتنهایی به دوش بکشی.
جونگکوک دستش را به سمتت دراز کرد.
«بیا... امشب فقط یه قدم بردار. فقط همین یه قدم. فردا رو با هم میبینیم.»
چند ثانیه به دستش نگاه کردی... و بالاخره دستت را در دستش گذاشتی.
و گفتی « سه نوع آدم تو این دنیا هست
1. برگه ای : تا یه مشکلی پیش میاد سریع میرن
2.شاخه ای : تا جای که میتونن کنارت میمونن وقتی که دیگه نتونن تحمل کنن
3.ریشه ای : همیشه کنارت تو هر سختی و کمکت میکنن »
و تو برای من یه آدم ریشه ای هستی جونگکوک
لبخند کوچکی روی لبهای جونگکوک نشست؛ لبخندی که انگار میگفت: «از اینجا به بعد، تنها نیستی.» 🌙🤍
End...✨😉
چطور بود ؟
این درخواستی نبود و خودم نوشتم
وقتی میخواستی خودکشی کنی ولی ...
part:2
اشکهایت هنوز بند نیامده بود. سرت پایین بود و نمیتوانستی چیزی بگویی.
جونگکوک دستت را رها نکرد.
آرام گفت: «لازم نیست الان چیزی توضیح بدی... فقط میخوام بدونی هر دردی که توی دلت هست، لازم نیست تنهایی تحملش کنی.»
با صدایی گرفته پرسیدی: «اگه یه روز از من خسته بشی چی...؟»
جونگکوک بدون لحظهای مکث نگاهت کرد و لبخند تلخ و مهربانی زد.
«خسته؟ از کسی که برام مهمه؟ هیچوقت.»
بعد آرام دستش را روی شانهات گذاشت و ادامه داد:
«شاید نتونم همهی مشکلاتت رو یکشبه حل کنم، اما قول میدم هر قدمش رو کنارت باشم . حتی اگه خیلی سخت باشه ... باز هم کنارت میمونم.»
نفسی عمیق کشیدی. برای اولین بار بعد از مدتها، احساس کردی لازم نیست همهی بار دنیا را بهتنهایی به دوش بکشی.
جونگکوک دستش را به سمتت دراز کرد.
«بیا... امشب فقط یه قدم بردار. فقط همین یه قدم. فردا رو با هم میبینیم.»
چند ثانیه به دستش نگاه کردی... و بالاخره دستت را در دستش گذاشتی.
و گفتی « سه نوع آدم تو این دنیا هست
1. برگه ای : تا یه مشکلی پیش میاد سریع میرن
2.شاخه ای : تا جای که میتونن کنارت میمونن وقتی که دیگه نتونن تحمل کنن
3.ریشه ای : همیشه کنارت تو هر سختی و کمکت میکنن »
و تو برای من یه آدم ریشه ای هستی جونگکوک
لبخند کوچکی روی لبهای جونگکوک نشست؛ لبخندی که انگار میگفت: «از اینجا به بعد، تنها نیستی.» 🌙🤍
End...✨😉
چطور بود ؟
این درخواستی نبود و خودم نوشتم
- ۱.۷k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط