#دیانا
#دیانا
با دخترا وارد پارتی شدیم که می تونستم ارسلان بفهمه جرم میده ولی خب منم آدمم دلم می خواد برای خودم زندگی کنم مگه چی میشه اخه؟ولی می ترسیدم یه خورده خب اگه ارسلان بفهمه...اهمیت ندادم و وارد شدم (که نیکا و پانیذ رفتن با دوتا پسر برقصن منم با آتوسا تنها بودم
آتوسا:بیا یه پیک بخوریم
دیانا:باشه(چند تا پیک دیگه هم خوردیم که کامل مست شدیم که دوتا پسر اومدن سمت ما)
یکیشون:جونز خانم خوشگله (خطاب به دیانا)شما میای با هم برقصیم؟اسم من شایان هست
دیانا:(با حالت مستی)جون اره چرا که نه
یکی دیگشون:خانم خوشگله شما هم با من میای؟منم ارشامم
ژاتیس:(با حالت مستی)ارهههه چرا که نه
و رفتیم باهاشون برقصیم
#سحر
برای اینکه بتونم ارسلان و دیانا رو از هم جدا کنم رفتم دیانا رو تعقیب کنم که فهمیدم میخوان برن پارتی و دوتا از یاد های امیر رو برداشتم گفتم برن تو پارتی با اونا برقصن و با شماره ناشناس ارسلان و دوستاش رو از این موضوع با خبر کنم پس...
#ارسلان
با بچه ها داخل رستوران بودیم که دیدم یه نفر ناشناس پیام داده نوشته بیا رلت و دوستات رو توی پارتی به این ادرس جمع کن و نفهمیدم چی شد و اصلا کیه
رضا:چیشده ارسلان
ارسلان:یه نفر پیام داده بیاین رلت و دوستات رو به این آدرس پیدا کنید
متین:پاشبین ببینیم چه خبره
امیر انکا:من دلم برا آتوسا سوخت نرفتم پارتی فقط ببینمش...
متین:(ماشین رو روشن کردم تا حرکت کنیم به سمت پارتی بعد از چند دقیقه رسیدیم که...)
خبببب حمایتتتتتتت
کامنت:۵
لایک:۲۰
با دخترا وارد پارتی شدیم که می تونستم ارسلان بفهمه جرم میده ولی خب منم آدمم دلم می خواد برای خودم زندگی کنم مگه چی میشه اخه؟ولی می ترسیدم یه خورده خب اگه ارسلان بفهمه...اهمیت ندادم و وارد شدم (که نیکا و پانیذ رفتن با دوتا پسر برقصن منم با آتوسا تنها بودم
آتوسا:بیا یه پیک بخوریم
دیانا:باشه(چند تا پیک دیگه هم خوردیم که کامل مست شدیم که دوتا پسر اومدن سمت ما)
یکیشون:جونز خانم خوشگله (خطاب به دیانا)شما میای با هم برقصیم؟اسم من شایان هست
دیانا:(با حالت مستی)جون اره چرا که نه
یکی دیگشون:خانم خوشگله شما هم با من میای؟منم ارشامم
ژاتیس:(با حالت مستی)ارهههه چرا که نه
و رفتیم باهاشون برقصیم
#سحر
برای اینکه بتونم ارسلان و دیانا رو از هم جدا کنم رفتم دیانا رو تعقیب کنم که فهمیدم میخوان برن پارتی و دوتا از یاد های امیر رو برداشتم گفتم برن تو پارتی با اونا برقصن و با شماره ناشناس ارسلان و دوستاش رو از این موضوع با خبر کنم پس...
#ارسلان
با بچه ها داخل رستوران بودیم که دیدم یه نفر ناشناس پیام داده نوشته بیا رلت و دوستات رو توی پارتی به این ادرس جمع کن و نفهمیدم چی شد و اصلا کیه
رضا:چیشده ارسلان
ارسلان:یه نفر پیام داده بیاین رلت و دوستات رو به این آدرس پیدا کنید
متین:پاشبین ببینیم چه خبره
امیر انکا:من دلم برا آتوسا سوخت نرفتم پارتی فقط ببینمش...
متین:(ماشین رو روشن کردم تا حرکت کنیم به سمت پارتی بعد از چند دقیقه رسیدیم که...)
خبببب حمایتتتتتتت
کامنت:۵
لایک:۲۰
- ۸.۱k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط