{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به موهای موج دار مشکیش که باد هر تارِ مویِ نرمش رو به رقص

به موهای موج دار مشکیش که باد هر تارِ مویِ نرمش رو به رقص در میاورد خیره شد و لبخند کمرنگی به صدایِ خنده‌هایِ آرومش زد...
با اینکه صاحبِ اون موهای زیبا حواسش بهش نبود و درگیرِ پروانه‌هایی بود که دورش میچرخیدن و در نهایت هر کدومشون روی گل های متفاوت فرود میومدن، اما اون همیشه و توی هر لحظه با نگاهش، که جلوی چشمش نشسته بود میپرستید و فقط برای پلک‌زدن نگاهش رو ازش میگرفت...
-من عاشق پروانه هام!
صدایِ لطیفش توی باد پیچید و مثل مخملی نرم، گوش‌هاش رو نوازش کرد...
+من عاشق توعم...
اما انگار ا/ت صداش رو نمیشنید، انگار تهیونگی که با هر نفس و در هر لحظه اونو میپرستید وجود نداشت...
-من عاشق گل‌هام!
+من عاشق توعم...
-من عاشق بارونم!
+من عاشق توعم...
-من عاشق پاییزم!
+من عاشق توعم...
و حتی وقتی ا/ت پسری که عاشقش بود رو نشونش داد و گفت "من عاشق اونم" ، تهیونگ خندیه قشنگی کرد و درحالی که سعی میکرد اشکی که چشم هاش رو می‌سوزوند و دردی که قلبش رو ذوب میکرد رو نادیده بگیره دوباره و دوباره رو بهش لب زد:
+من عاشق توعم...:)



خودممم موقع نوشتن عر زدم 🥲
و راستی اگه امروز وقت کردم پارت بعد رو میزارم 😊
دیدگاه ها (۲)

پارت¹⁰که یهو ات از جاش بلند شدات: من میرم توی اتاقم کار دارم...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط