آدمیزاد
آدمیزاد
اگر کمی حرف حساب میفهمید
که این همه شاعر بی سواد نداشت جهان ابله ما
تا درد دلهایش را شعر کند
برای کسی که شاید ده ها سال بعد بخواندش
و اشک بریزد برای حماقت های بی پایانش
مثل تو
که اگر میفهمیدی جز دغدغه ی اجاره ی خانه ی کوچکمان
احساس من هم در این زندگی سگی مهم است
و وقتی با دستان خالی بر می گردم به نگاهت
دوست دارم گونه هایت را بگذاری روی خستگی سینه ام
و مرا مرد من صدا بزنی
من دیگر
برای التماس جعد موهایت
این همه شعر مزخرف نمی گفتم
یا
اگر مرد احمق سیاست مدار شهر من
اگر کمی شعور داشت تا جهان بهتری بسازد
برادرم که حرفهایش را در کنج زندان شعر نمی کرد برای توجیه فریادش
یا اگر زن چاق همسایه را به زور شوهر نداده بودند که امروز
دزدکی برای من که سهم او نیستم
شعر عاشقانه نمی گفت
به گمانم جهان ما بدتر از هر زمانی شده است
و مردمان زبان نفهم تر از همیشه
چرا که این روزها همه ی اهل این شهر بی صاحب
شاعر شده اند
اگر کمی حرف حساب میفهمید
که این همه شاعر بی سواد نداشت جهان ابله ما
تا درد دلهایش را شعر کند
برای کسی که شاید ده ها سال بعد بخواندش
و اشک بریزد برای حماقت های بی پایانش
مثل تو
که اگر میفهمیدی جز دغدغه ی اجاره ی خانه ی کوچکمان
احساس من هم در این زندگی سگی مهم است
و وقتی با دستان خالی بر می گردم به نگاهت
دوست دارم گونه هایت را بگذاری روی خستگی سینه ام
و مرا مرد من صدا بزنی
من دیگر
برای التماس جعد موهایت
این همه شعر مزخرف نمی گفتم
یا
اگر مرد احمق سیاست مدار شهر من
اگر کمی شعور داشت تا جهان بهتری بسازد
برادرم که حرفهایش را در کنج زندان شعر نمی کرد برای توجیه فریادش
یا اگر زن چاق همسایه را به زور شوهر نداده بودند که امروز
دزدکی برای من که سهم او نیستم
شعر عاشقانه نمی گفت
به گمانم جهان ما بدتر از هر زمانی شده است
و مردمان زبان نفهم تر از همیشه
چرا که این روزها همه ی اهل این شهر بی صاحب
شاعر شده اند
- ۱.۲k
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط