{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم مردم

باز هم مردم
در این کوچه هایِ مملو از تو
راه می روند و لگد می کنند خاطراتِ کفش هایمان را؛
چکه هایِ بستنیِ آب شده در دستم، گاهی وقفه ای میانِ زمین و کفش هایشان میزند...
و فکر میکنند؛
عجب آدم بی فرهنگی...
نمیدانند که من محوِ تو،
نفس کشیدن را هم فراموش میکنم
چه رسد به....
دیدگاه ها (۳)

وسعتِ غریبی ست عشقبی پروا،آرام مثل باد لابلای موهایت می پیچد...

آدمیزاد اگر کمی حرف حساب میفهمیدکه این همه شاعر بی سواد نداش...

ادیسون اگر می دانست سال ها بعد میان این همه تاریکی، که حتی ب...

می آید روزی که در تراس خانه ات،روی صندلی دسته دار نشسته ای و...

سایه های کلاغ

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۷۴گوشیم زنگ خورد (لارا)(نکته: پسرا این...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟳𝟱 وقتی بالاخره با هزار مکاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط