باز هم مردم
باز هم مردم
در این کوچه هایِ مملو از تو
راه می روند و لگد می کنند خاطراتِ کفش هایمان را؛
چکه هایِ بستنیِ آب شده در دستم، گاهی وقفه ای میانِ زمین و کفش هایشان میزند...
و فکر میکنند؛
عجب آدم بی فرهنگی...
نمیدانند که من محوِ تو،
نفس کشیدن را هم فراموش میکنم
چه رسد به....
در این کوچه هایِ مملو از تو
راه می روند و لگد می کنند خاطراتِ کفش هایمان را؛
چکه هایِ بستنیِ آب شده در دستم، گاهی وقفه ای میانِ زمین و کفش هایشان میزند...
و فکر میکنند؛
عجب آدم بی فرهنگی...
نمیدانند که من محوِ تو،
نفس کشیدن را هم فراموش میکنم
چه رسد به....
- ۵۷۶
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط