کاش میشد این بار، شعر ها از من برای تو بنویسند. شاید آنها

کاش میشد این بار، شعر ها از من برای تو بنویسند. شاید آنها واسطه های خوبی باشند میان من سر به هوا و ((تو))ی سر به زیر! آنگاه اگر روزی بر حسب اتفاق گذرت به این سو افتاد خطی از من را برای خودم زمزمه کن و به خاطر بیاور من همانی بودم که تمام وجودش را جایی حوالی خانه ات گم کرده بود. باور نداری؟! از همان تک درخت کوچه تان بپرس ، آنها شهادت می دهند به جادوی صدای تو وقتی حتی از دورترین نقطه هم به گوش میرسد. صدای تو توانایی فوق العاده ای دارد در سرودن شعرهای گفته نشده پس بگذار همان شعرها این بار من را برای تو بنویسند. از همان اولین سلام تا همین دلتنگی های تمام نشدنی. ببین! من تمام احساسم را از تو گرفته ام. پس خواندن طوماری از من هم همان حسرت نداشتن های توست که در من جریان دارند. بیا! خطی از خودت را بخوان به نام زندگی من . بگذار همه بدانند که بهانه ی تمام آنچه می گویم تویی!
دیدگاه ها (۱)

🔴یک دختر در حال بر هم زدن تمام برنامه‌های اتاق‌های‌جاسوسی صه...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

یک یهودی مجوز مهاجرت ازروسیه به اسراییل را کسب کردهنگام خروج...

رمان تاجی از سوءتفاهم

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط