بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد
بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد
غزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد!
من که یکعمر شکار توام ای کاش شبی
کبک من باشی و من قوش، چه حالی دارد!
غمزه چشم دل آشوب توکم چیزی نیست
ناز ابروی تو هم روش، چه حالی دارد
دل دیوانه ی زنجیری من می گوید:
حبس در حلقه ی گیسوش چه حالی دارد!
عسلستان غریبی ست گل روش ولی
عسل از شانه ی کندوش چه حالی دارد
طالع شورم اگر پرده بگرداند، آه
چنگ در تار سر موش چه حالی دارد
تارلطفی، غزلسایه، شب ازنیمه گذشت
سر من بر سر زانوش چه حالی دارد!
غزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد!
من که یکعمر شکار توام ای کاش شبی
کبک من باشی و من قوش، چه حالی دارد!
غمزه چشم دل آشوب توکم چیزی نیست
ناز ابروی تو هم روش، چه حالی دارد
دل دیوانه ی زنجیری من می گوید:
حبس در حلقه ی گیسوش چه حالی دارد!
عسلستان غریبی ست گل روش ولی
عسل از شانه ی کندوش چه حالی دارد
طالع شورم اگر پرده بگرداند، آه
چنگ در تار سر موش چه حالی دارد
تارلطفی، غزلسایه، شب ازنیمه گذشت
سر من بر سر زانوش چه حالی دارد!
- ۸۷۱
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط