{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است:
یک بار داشتم ورقه های امتحانی دانشجوها رو تصحیح می کردم، به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت. با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا می کنم.
تصحیح کردم و 17.5 گرفت. احساس کردم زیاد است! کمتر پیش می آید کسی از من این نمره را بگیرد. دوباره تصحیح کردم 15 گرفت!
برگه ها تمام شد؛ با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود. تازه فهمیدم "کلید" آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردم!
نکته: اغلب ما نسبت به دیگران سخت گیرتریم تا نسبت به خودمان.


مجله مانا
(غزل)
دیدگاه ها (۱۰)

زمانی که «آنتونی برگس» چهل ساله بود، متوجه شد تومور مغزی دار...

پست شبانهزندگی وابستگی متقابل است...هیچکس مستقل نیست.حتی برا...

پوشاک مادها:اکثر محققان بر این عقیده هستند که ایرانیان اولین...

همسرم از سر کار اومد خونه دید خونه بهم ریختس..داد زد :هرروز ...

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صن...

این خاطره از دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است...

این خاطره از دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است...

خاطره یک استاد دانشگاه شریفیک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکر...

خاطره یک استاد دانشگاه شریفیک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکر...

خاطره یک استاد دانشگاه شریفیک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکر...

یک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه‌های امتحان را تصح...

یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف می گفت :یک بار داشتم برگه ه...

یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف می گفت :یک بار داشتم برگه ه...

خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشگاه شریف..یک بار داشتم برگه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط