پارت ۱۰
که یهو منشی جدید لینو زنگ میزنه ( به همون تلفنهایی که مثلا دارن که منشی زنگ بزنه به رئیس و چرت و پرت بگه)
لینو جواب میده: بله؟
اهورا ( اسم منشی) : آقا آقای هان میخوان بیان اتاق شما بزارم بیان؟
لینو: نه نه نه صبر کن خودم میگم باشه؟
اهورا: چشم
لینو به جیسونگ میگه که قراره باباش بیاد و سریع لینو خودشو با جیوسونگ و تمیز میکنه لباساشون و تنشون میکنن ولی چون میخوان بابای جیسونگ و حرص بدن قراره جیسونگ بشینه رو پای لینو
آقای هان میاد تو اتاق: لی مگه چیکار داشتی میکر ( که چشمش میفته به جیسونگ) تو اینجا چیکار میکنی؟
جیسونگ: نمیتونم بیام شرکت دوست پسرم؟
هان: چی زر میزنی یعنی چی شرکت دوست پسرم؟
لینو: آقای هان لطفا احترام خودتون و نگه دارید یا زنگ میزنم بیان ببرنتون
هان پوزخند میزنه و میشینه
و تو کل وقتی که هان و لینو داشتن حرف میزدن جیسونگ رو پای لینو نشسته بود و هی کیس میرفت با لینو
و هان ام داشت حرص میخورد
و وقتی رفت دیگه ساعت ۹ شده بود و وقتش رسیده بود که برن خریددددد
لینو کتش و تنش کرد و رفتن بیرون و جیسونگ هزارتا چیز میز گرفت و خوشحال برگشتن خونه حالا وقته چی بود؟ افرین جایزه لینووووو.......
لینو جواب میده: بله؟
اهورا ( اسم منشی) : آقا آقای هان میخوان بیان اتاق شما بزارم بیان؟
لینو: نه نه نه صبر کن خودم میگم باشه؟
اهورا: چشم
لینو به جیسونگ میگه که قراره باباش بیاد و سریع لینو خودشو با جیوسونگ و تمیز میکنه لباساشون و تنشون میکنن ولی چون میخوان بابای جیسونگ و حرص بدن قراره جیسونگ بشینه رو پای لینو
آقای هان میاد تو اتاق: لی مگه چیکار داشتی میکر ( که چشمش میفته به جیسونگ) تو اینجا چیکار میکنی؟
جیسونگ: نمیتونم بیام شرکت دوست پسرم؟
هان: چی زر میزنی یعنی چی شرکت دوست پسرم؟
لینو: آقای هان لطفا احترام خودتون و نگه دارید یا زنگ میزنم بیان ببرنتون
هان پوزخند میزنه و میشینه
و تو کل وقتی که هان و لینو داشتن حرف میزدن جیسونگ رو پای لینو نشسته بود و هی کیس میرفت با لینو
و هان ام داشت حرص میخورد
و وقتی رفت دیگه ساعت ۹ شده بود و وقتش رسیده بود که برن خریددددد
لینو کتش و تنش کرد و رفتن بیرون و جیسونگ هزارتا چیز میز گرفت و خوشحال برگشتن خونه حالا وقته چی بود؟ افرین جایزه لینووووو.......
- ۳.۴k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط