حوصلتون گرفت بخونید قشنگه
حوصلتون گرفت بخونید قشنگه👇 👇 👇 👇 👇
خوشت امد لایک فراموش نشه فدا مداتون 🌹 🌹 🌹 🌹 🌷 🌷
همه ی ما
توی زندگیمون آدمایی بودن که دیگه نیستن
اما فراموش نشدن
همه ی ما
روزی بازنده ی رابطه ای بودیم که برامون کلی ارزش داشت
همه ی ما
شبایی رو گذروندیم، که به نظرمون یلدا ترین شبِ تاریخ بوده
شبایی که جون کندیم تا صبح شه
همه ی ما
یه موزیکی توی گوشیمون هست، که مدتهاست نه تونستیم گوش بدیم و نه دِلِمونم نیومده پاکش کنیم
اما یهویی، توی یه روزِ قشنگِ آفتابی، وقتی که حالِمون خیلی خوب بوده
توی ترافیک، پُشتِ چراغ قرمز، جایی که هیچ راهِ فراری نیست
اون موزیک از ماشینِ کِناری پِلِی شده
آهنگی که خاطراتِ قشنگی رو بیادمون میاره
اما چون "اون" نیست، خاطراتِ خوبمون فقط و فقط
باعثِ تَر شُدنه چشممون شده...
خیابونی هست، که حتی حاضریم مسیرمون و نیم ساعت دور تَر کنیم
اما از اون خیابون رد نشیم
بی خیالِ همه چی، میریم قدم بزنیم
چشممون میخوره به یه کافه یا یه رستوران
که یه روزی...
"اونی که الآن دیگه نیست" اونجا کلی قول داده، کلی قسم خورده
واسه اینکه "هَمیشگی" باشین واسه هم...
تویِ وَسایلامون، دُنبالِ قیچی میگردیم
اما یهو چشممون میخوره به یه هدیه، یه دست نوشته، یه یادگاری...
همه ی ما... یه دردی توی سینه داریم
که درمونی نداره، فقط میشه لبخند زد و در جوابِ دیگران گفت
"خوبم!!"
ما دیگه نه عاشق شُدنامون به خوبی و پاکیه قبلناس
نه رفاقتامون به سادگی و خلوصِ گُذشته ها...
میدونی چیه
همه چی از اونجا شروع شد که...
قول دادیم همیشه باهم باشیم
اما نتونستیم
قول دادیم هیچوقت دروغ نگیم به هم
اما نتونستیم
قول دادیم نزاریم رابطمون خراب شه
اما با بچه بازیامون داغونش کردیم
همه چی از اونجا شروع شد که
حرف زدیم و عمل نکردیم!
قول دادیم و شِکستیم!
همه چی از اونجا شروع شد که وقتی که باید، جایی که باید، آدمی که باید، نبود...
توی عشق عجله کردیم و یکی مون سوخت و اون یکی خاکستر شد
توی عشق دیر کردیم و یکیمون رفت و اون یکی سنگ شد...
نتونستیم به وقتش، کاری رو کنیم
نتونستیم به جاش، حرفی رو بزنیم
نتونستین و گند زدیم...
هممون یه روزی به کسی که دیوونه وار دوستش داشتیم، باختیم
و دیگه نتونستیم به کسی عمیقاً دل ببندیم
ما ترسیدیم
احساسمون دست خورده شد
از ترس تنهایی پناه بردیم به نامردا
تکیه کردیم به ترسوآ
تقصیره خودمونه
نباید کاملاً اعتماد میکردیم
نباید عمیقاً تکیه میکردیم
نباید اونقدر پاپیچِش میشُدیم که ازمون فراری بشه
نباید میزاشتیم تمامِ مغزمون رو درگیر کنه
ما خودمون اجازه دادیم که این احساسِ شیرین داغونمون کنه!...
خوشت امد لایک فراموش نشه فدا مداتون 🌹 🌹 🌹 🌹 🌷 🌷
همه ی ما
توی زندگیمون آدمایی بودن که دیگه نیستن
اما فراموش نشدن
همه ی ما
روزی بازنده ی رابطه ای بودیم که برامون کلی ارزش داشت
همه ی ما
شبایی رو گذروندیم، که به نظرمون یلدا ترین شبِ تاریخ بوده
شبایی که جون کندیم تا صبح شه
همه ی ما
یه موزیکی توی گوشیمون هست، که مدتهاست نه تونستیم گوش بدیم و نه دِلِمونم نیومده پاکش کنیم
اما یهویی، توی یه روزِ قشنگِ آفتابی، وقتی که حالِمون خیلی خوب بوده
توی ترافیک، پُشتِ چراغ قرمز، جایی که هیچ راهِ فراری نیست
اون موزیک از ماشینِ کِناری پِلِی شده
آهنگی که خاطراتِ قشنگی رو بیادمون میاره
اما چون "اون" نیست، خاطراتِ خوبمون فقط و فقط
باعثِ تَر شُدنه چشممون شده...
خیابونی هست، که حتی حاضریم مسیرمون و نیم ساعت دور تَر کنیم
اما از اون خیابون رد نشیم
بی خیالِ همه چی، میریم قدم بزنیم
چشممون میخوره به یه کافه یا یه رستوران
که یه روزی...
"اونی که الآن دیگه نیست" اونجا کلی قول داده، کلی قسم خورده
واسه اینکه "هَمیشگی" باشین واسه هم...
تویِ وَسایلامون، دُنبالِ قیچی میگردیم
اما یهو چشممون میخوره به یه هدیه، یه دست نوشته، یه یادگاری...
همه ی ما... یه دردی توی سینه داریم
که درمونی نداره، فقط میشه لبخند زد و در جوابِ دیگران گفت
"خوبم!!"
ما دیگه نه عاشق شُدنامون به خوبی و پاکیه قبلناس
نه رفاقتامون به سادگی و خلوصِ گُذشته ها...
میدونی چیه
همه چی از اونجا شروع شد که...
قول دادیم همیشه باهم باشیم
اما نتونستیم
قول دادیم هیچوقت دروغ نگیم به هم
اما نتونستیم
قول دادیم نزاریم رابطمون خراب شه
اما با بچه بازیامون داغونش کردیم
همه چی از اونجا شروع شد که
حرف زدیم و عمل نکردیم!
قول دادیم و شِکستیم!
همه چی از اونجا شروع شد که وقتی که باید، جایی که باید، آدمی که باید، نبود...
توی عشق عجله کردیم و یکی مون سوخت و اون یکی خاکستر شد
توی عشق دیر کردیم و یکیمون رفت و اون یکی سنگ شد...
نتونستیم به وقتش، کاری رو کنیم
نتونستیم به جاش، حرفی رو بزنیم
نتونستین و گند زدیم...
هممون یه روزی به کسی که دیوونه وار دوستش داشتیم، باختیم
و دیگه نتونستیم به کسی عمیقاً دل ببندیم
ما ترسیدیم
احساسمون دست خورده شد
از ترس تنهایی پناه بردیم به نامردا
تکیه کردیم به ترسوآ
تقصیره خودمونه
نباید کاملاً اعتماد میکردیم
نباید عمیقاً تکیه میکردیم
نباید اونقدر پاپیچِش میشُدیم که ازمون فراری بشه
نباید میزاشتیم تمامِ مغزمون رو درگیر کنه
ما خودمون اجازه دادیم که این احساسِ شیرین داغونمون کنه!...
- ۹.۹k
- ۱۹ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط