{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد،

کاش میشد،
دستِ آمدنت را گرفت....
وپا گذاشت بر رویِ هرچه رفتن است.
آنوقت من وتو در کنارِ هم میخندیدیم،
به آن هایی که می گفتند:

"هرآمدنی یک رفتن دارد"
دیدگاه ها (۱)

یہ وقتایییہ حسایییہ روابطیتموم می شہامازخمش همیشہ تو قلبتہزخ...

دیگــــــر نه بحث میکنمنه توضیــــــح میخواهــــــم , نهتوضی...

کاش میگفتی ....عاشق دیگری هستیمن خودم عاشقم درکت میکردم....🍂...

اشک هاحرف های نگفته ی من هستندکه هر شبروی کاغذِ گونه هامی نو...

موقع رفتن که میشد من سِلاحم گریه بودهر زمان که دست میبُردم ب...

جوری به یتیمان محبت می‌کرد ودر دهانشان عسل می‌گذاشت،که اطراف...

بهشت در دست مادر بودمادر آن را زمین گذاشتتا ما را در آغوش بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط