{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪسے کہ عزم رفتن کرده با منت نمیماند

ڪسے کہ عزم رفتن کرده با منت نمیماند
نمیگویم بمانے چون که میدانم نمیمانے


خیال خام من این بود کہ پنهانت کنم اما
نمیدانم چرا از پشت هر شعرم نمایانے

دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکـے برگشتم و دیـدم که با من نیستے
دیدگاه ها (۲)

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

فیک : بین راندها

دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم اندکی برگشتم و دیدم که با...

دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدماندکی برگشتم و دیدم که با ...

دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدماندکی برگشتم و دیدم که با ...

دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدماندکی برگشتم و دیدم که با ...

به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانی!تو از یک آدم بی هم...

به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانیتو از یک آدم بی همد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط