{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق یه مافیا شدمpart

عاشق یه مافیا شدم(part25)

*ا/ت ویو
توی اتاق دیدم که یه بالکن اونجاست تصمیم گرفتم برم اونجا
همینجور اونجا داشتم گریه میکردم که یهو دیدم یه پاکت روی صندلی توی بالکن افتاده
رفتم برش داشتم بازش کردم و دیدم توی نوشته
(عشقم همه کسم میدونم الان توی چه وعضیتی هستی میدونم از دستم ناراحتی میدونم تهیونگ بهت گفته که ارزشی برام نداری اون موقعم میدونم جلوی تو زنگ زد ولی باور کن من همه ی اینکارارو دارم برای نجات تو میکنم من نقشه دارم خوب گوش کن باید کاری کنی که فکر کنه توهم منو فراموش کردی و عاشق اون شدی خب منم توی این مدت باهات با نامه صحبت میکنم قول میدم بازم همو ببینیم دوست دارم از طرف بانیت)
وقتی اینو خوندم از ته دلم خوشحال شدم یعنی الان باید کاری کنم فک کنه ازش خوشم اومده باشه منم امیدوارم دوباره ببینمت بانیه من(لبخند)
خب عملیات شروع میشه
رفتم سمت در و دیدم قفله شروع کردم محکم در زدن
_اهای کسی اینجا نیست تهیونگ کجاست
:من اینجام
_درو باز کن کارت دارم
:باشه از در فاصله بگیر یه ذره
_باشه باز کن
دیدم درو وا کردو من سریع پریدم بغلش
*تهیونگ ویو
دیدم یهو پرید بغلم شوک شده بودم یعنی چی
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

عاشق یه مافیا شدم(part۲۶)*ته ویویه لحظه شوک شدم واتتتتتت :ا/...

عاشق یه مافیا شدم(part27)*ته ویواون اون منو بوسیددددد همینجو...

عاشق یه مافیا شدم(part24)*جونگکوک ویو داشتیم تیر اندازی میکر...

عاشق یه مافیا شدم(part23)*چند روز بعد*ا/ت ویو داشتیم با کوک ...

Part 9 اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه کوک ویوتو اتاق کا...

عشق دو طرفه پارت ۱۲

پایانی بی آغازp3ویو آدم ربا:داشتم همینجور دنبالش میدویدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط