و تنها یک چیز ارزش اش را داشت که او زنده بماند آن ...
۱
و تنها یک چیز ارزش اش را داشت که او زنده بماند ، آن هم یک ملاقات بود .
زیرا در تنهایی تمام وجودش قطب یخ شده بود .
۲
صدای درب آمد .
اگر اینبار هم دروغ باشد ، دیگر حتی یک ملاقات هم ارزش ندارد ، برای اینکه او زنده بماند .
۳
از دیروز مدام صدای یک ملاقات را میشنود ، اما در حقیقت ، تمام حقیقت آن صدا را نشنیده اند .
تمام حقیقت ...
۴
امروز فهمید این سیستمی است متعلق به او که دچار درد شده است .
فقط او حس اش میکند ، پس به دیگران ربطی ندارد ....
و درد اصلی شاید همین باشد .
۵
تنهایی ، در ابتدا به سیستم تفکیک او آسیب زد .
پس هنگامی که گرسنه بود ، خواندن یک خط دیگر از کتاب پیش رویش مهم تر بود ، سپس دراز کشیدن روی تخت ...
و هیچ اشتهایی ، به عنوان ضرورت تفکیک نخواهد شد .
این است که میترسد روزی بی آنکه بفهمد از گرسنگی بمیرد .
و یا شبی ، خواب را فراموش کند .
۶
امروز فهمید گویی معده ای برای غم خوردن دارد .
زیرا هرچقدر غمگین تر میشود ، این معده جای بیشتری باز میکند .
۷
امروز روی تراس سیگار کشید .
این را دلش گفته بود .
اگر پای حرف دل بشیند ، چیزهای عجیبی میگوید .
اما ...
اگر با دستوراتِ دل همزیستی کند ، زندگی را به خالص ترین شیوه تجربه خواهد کرد .
جهان ، جسم و تجربه ها ، آنگاه تبدیل به خوابی میشود که روح را شدیدا متأثر کرده ...
به این میگویند زندگی نه به چیز دیگر ...
🖊️🐸
و تنها یک چیز ارزش اش را داشت که او زنده بماند ، آن هم یک ملاقات بود .
زیرا در تنهایی تمام وجودش قطب یخ شده بود .
۲
صدای درب آمد .
اگر اینبار هم دروغ باشد ، دیگر حتی یک ملاقات هم ارزش ندارد ، برای اینکه او زنده بماند .
۳
از دیروز مدام صدای یک ملاقات را میشنود ، اما در حقیقت ، تمام حقیقت آن صدا را نشنیده اند .
تمام حقیقت ...
۴
امروز فهمید این سیستمی است متعلق به او که دچار درد شده است .
فقط او حس اش میکند ، پس به دیگران ربطی ندارد ....
و درد اصلی شاید همین باشد .
۵
تنهایی ، در ابتدا به سیستم تفکیک او آسیب زد .
پس هنگامی که گرسنه بود ، خواندن یک خط دیگر از کتاب پیش رویش مهم تر بود ، سپس دراز کشیدن روی تخت ...
و هیچ اشتهایی ، به عنوان ضرورت تفکیک نخواهد شد .
این است که میترسد روزی بی آنکه بفهمد از گرسنگی بمیرد .
و یا شبی ، خواب را فراموش کند .
۶
امروز فهمید گویی معده ای برای غم خوردن دارد .
زیرا هرچقدر غمگین تر میشود ، این معده جای بیشتری باز میکند .
۷
امروز روی تراس سیگار کشید .
این را دلش گفته بود .
اگر پای حرف دل بشیند ، چیزهای عجیبی میگوید .
اما ...
اگر با دستوراتِ دل همزیستی کند ، زندگی را به خالص ترین شیوه تجربه خواهد کرد .
جهان ، جسم و تجربه ها ، آنگاه تبدیل به خوابی میشود که روح را شدیدا متأثر کرده ...
به این میگویند زندگی نه به چیز دیگر ...
🖊️🐸
- ۱.۵k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط