ابرها
ابرها ☁️
ابرها شبیه آرزو ها هستند .
حتی در آن بالا هم میتوان خود را فریب داد که ابر ها نرم هستند .
زیرا هرچقدر بالا بریم ، ابرها را نمیتوان لمس کرد .
زیرا هرچقدر لمس کرده ، آنطور نخواهند بود که تمایل داریم باشند .
زخم 🩸
برایم بهتر است که از ابرها دست بردارم .
اما همین هفته شاید بار دیگر زخم دلتنگی را میخارانم ، پوستش باز میشود و خونی درخشان از درونش جیغ میکشد .
گذشته 👁️
مثل یک فیلم شلوغ که اصلا بهش تسلط ندارم !
پر از چهره و اما بعضیاشون واقا قلبم رو به درد میارن !
قدرت ☠️
شاید به هنگام همین درد ، چیزی که دارم یک چهره جدی است .
چهره ای حق به جانب ، که نمیتواند آن دو دریچهٔ زلال را بپوشاند .
چشم ها ...
که در هر صورت پر از اشک خواهند شد ، حتی اگر چهره ام سنگ باشد .
اختیار 🦴
شاید اگر یکروز قاتل بشم.
دنیایی پیش رویم فریاد بزند که برام توضیح بده چه اتفاقی افتاد .
اما من چه میتوانم بگویم ؟
شاید ...هیچ ، فقط من بودم و قتل و اجبار ...
و در لحظهٔ آخر ، در ثانیهٔ ارتکاب ، انتخاب فقط یک دروغ بود .
🖊️🐬
ابرها شبیه آرزو ها هستند .
حتی در آن بالا هم میتوان خود را فریب داد که ابر ها نرم هستند .
زیرا هرچقدر بالا بریم ، ابرها را نمیتوان لمس کرد .
زیرا هرچقدر لمس کرده ، آنطور نخواهند بود که تمایل داریم باشند .
زخم 🩸
برایم بهتر است که از ابرها دست بردارم .
اما همین هفته شاید بار دیگر زخم دلتنگی را میخارانم ، پوستش باز میشود و خونی درخشان از درونش جیغ میکشد .
گذشته 👁️
مثل یک فیلم شلوغ که اصلا بهش تسلط ندارم !
پر از چهره و اما بعضیاشون واقا قلبم رو به درد میارن !
قدرت ☠️
شاید به هنگام همین درد ، چیزی که دارم یک چهره جدی است .
چهره ای حق به جانب ، که نمیتواند آن دو دریچهٔ زلال را بپوشاند .
چشم ها ...
که در هر صورت پر از اشک خواهند شد ، حتی اگر چهره ام سنگ باشد .
اختیار 🦴
شاید اگر یکروز قاتل بشم.
دنیایی پیش رویم فریاد بزند که برام توضیح بده چه اتفاقی افتاد .
اما من چه میتوانم بگویم ؟
شاید ...هیچ ، فقط من بودم و قتل و اجبار ...
و در لحظهٔ آخر ، در ثانیهٔ ارتکاب ، انتخاب فقط یک دروغ بود .
🖊️🐬
- ۱.۸k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط