❣
❣
در حسرت آغوش " تو " هستم بغلم کن ...
از عطر بر و روی " تـو" مستم بغلم کن ...
گیرم که دلم لایق این بزم نبوده
بیخود که دلم را نشکستم بغلـم کن ...
کی گفته قراره که دور از " تـو " بمونم
مـن با احدی عهد نبستم بغلم کن...
آرومتر از خواب کنار" تو"نشستم
هم سایه و هم سایه پرستم بغلم کن...
بغلـم کن .... بغلـم کن ... بغلـم کن ....
با سنگ زدی تـا بپرم از سر کویت
من بال نداشتم،نپریدم ...بغلـم کن...
عمری پراز حسرت دیدار "تو"بودم
حـالا که سر آغاز " تـو" هستم بغلم کن...
در حسرت آغوش " تو " هستم بغلم کن ...
از عطر بر و روی " تـو" مستم بغلم کن ...
گیرم که دلم لایق این بزم نبوده
بیخود که دلم را نشکستم بغلـم کن ...
کی گفته قراره که دور از " تـو " بمونم
مـن با احدی عهد نبستم بغلم کن...
آرومتر از خواب کنار" تو"نشستم
هم سایه و هم سایه پرستم بغلم کن...
بغلـم کن .... بغلـم کن ... بغلـم کن ....
با سنگ زدی تـا بپرم از سر کویت
من بال نداشتم،نپریدم ...بغلـم کن...
عمری پراز حسرت دیدار "تو"بودم
حـالا که سر آغاز " تـو" هستم بغلم کن...
- ۱.۸k
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط