{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

VAMPIRE

VAMPIRE
Part 10
×منظورت چیه؟
_بزار برات خلاصه کنم....من از همون موقعی که متولد شدم نسبت به بقیه ی خوناشاما حس بویایی قوی تری داشتم و اونشب از بوی خونت متوجه شدم تو همون انسان با خون خاص هستی
و در ضمن من از بوی خون آدما میتونم گروه خونیشون رو تشخیص بدم و گروه خونی مورد علاقه ی من Bِ و کلا وقتی بوی خون به مشامم میرسه کنترلم رو از دست میدم
×پس بخاطر همینه انقدر قهوه خوردی؟
_اره
(هیون بلند شد و رفت دستشویی) ×امیدوارم که دم و دستگاهت سالم باشه چون دیگه واقعا زیادی میری دستشویی(آروم)
(صبح روز بعد)
ویو هیونجین
با تابش نور خورشید به صورتم بیدار شدم ا/ت روی کاناپه ی توی اتاق کارم خوابیده بود و منم روی صندلی چرمی قهوه ایم خوابم برده بود ولی چرا ؟
با یادآوری دیشب فهمیدم که وقتی داشتم با ا/ت صحبت میکردم خوابش برده.....
رفتم و براید استایل بغلش کردم و بردمش توی اتاق تا خواستم بزارمش روی تخت بیدار شد
×هیونجینا (خواب آلود )
_بیدارت کردم؟
×مهم نیست میشه بزاریم پایین؟
_اوه.....آ..آره چرا که نه
.
.
×خوبی؟
_اره (با خودش: تو چِت شده هوانگ هیونجین احمق)
×بریم یچیزی بخوریم من گشنمه
_باشه
ویو ا/ت
پسره ی روانی چرا اینکار میکنه؟
رفتیم پایین تا صبحانه بخوریم و بعد آماده شدیم تا من برم سالن آرایشگاه و هیون هم همینطور........
(پرش زمانی به نیم ساعت قبل از شروع مراسم)
ویو یجی
واقعا نمیخواستم با اون پسر ازدواج کنم اون یه خوناشام بود و فقط بخاطر خونی که داخل این بدن لعنتیم جریان داشت میخواست باهام ازدواج کنه و مطمئنم به تدریج خونمو میمکه و منو به درک میفرسته (بغض و چشمای اشکی)
(صدای در زدن)
(هیون اومد داخل)
چشمامو پاک کردم و رومو کردم اونور
_اوه پرنسسم زیاد خوشگ...... با دیدن انعکاسم توی آینه حرفش نصفه موند با چهره و لحن عصبی شروع کرد به صحبت کرد
_گریه کردی؟
÷نه
اومد نزدیکم و چونه امو محکم توی دستش گرفت و فشار داد و به طرف خودش گرفت و با چشمای عصبی بهم خیره شد
_منو نگاه (عصبی)
هه من انقدر ترسوام که حتی نمیتونم توی چشماش نگاه کنم
_با توام
(بهش خیره شد)
_بهتره گریه هاتو برای شب روی تخت نگه داری چون اصن قرار نیست در رابطه با کار امشبمون بهت رحمی کنم (پوزخند دندون نما)
×نترس عروسیتو خراب نمیکنم


ادامه دارد🦇.........
دیدگاه ها (۰)

VAMPIREPart 11خواست حرفی بزنه که در اتاق انتظار زده شد و مرد...

VAMPIREPart 12از روی ا/ت بلند شد و بعد از یک لبخند شیرین قطر...

VAMPIREPart 9منشی کانگ: این تنها راهه پس باهاش کنار بیاین _(...

VAMPIREPart 8×خب اگه نمیترسی بهم بگوهیونجین کلافه دستی به مو...

part 8. three hearts, one love

part 5. three hearts, one love

خون یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط