غرق اندوه خویش بودم.....
غرق اندوه خویش بودم.....
افکارم پریشان ومشوش بود...
کسی پرسید سوالی تلخ....
بدتر از جهنم چیست؟
میدانی؟
لحظه ای سکوت کردم..
به فکر فرو رفتم
که نا گه،گل صد قطره ای اشک
در دل برکه چشمم رویید...!
وبا صدایی که سخت لرزان بود
گفتمش.درپاسخ
تنهایی ...تنهایی....
افکارم پریشان ومشوش بود...
کسی پرسید سوالی تلخ....
بدتر از جهنم چیست؟
میدانی؟
لحظه ای سکوت کردم..
به فکر فرو رفتم
که نا گه،گل صد قطره ای اشک
در دل برکه چشمم رویید...!
وبا صدایی که سخت لرزان بود
گفتمش.درپاسخ
تنهایی ...تنهایی....
- ۵۸۴
- ۲۴ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط