پارت۴۵
ویل:ببخشید قربان
کوک:باند رو جمع کن سریع باید بریم دنبال ا.ت
ویل:چشم قربان
قطع کرد
جئون:چی شده پسرم؟
کوک:ا.ت
جئون:ا.ت چی؟
کوک:ا.ت رو دزدیدن
جئون:کی؟
کوک:نمیدونم ولی من توی اتاق ا.ت بی سیم گذاشتم شاید بفهمیم چی شده
جئون:پس منتظره چی هستی بریم تو
وارد اتاق ا.ت که شدیم پنجره شکسته بود پرده کنده شده بود
جئون:کجا گذاشتیش؟
کوک:زیر این میز صبر بده آها الان میزارمش
روشن کرد
مرد اول:Vai a prenderlo
مرد دوم و سوم:l'occhio
ا.ت:نزدیک نیاید وگرنه.....
جئون:بیهوشش کردن
کوک:اینا کره ای نبودن
جئون: ایتالیایی هستن
کوک:مطمعنی
جئون:اره
کوک:باند رو جمع کن سریع باید بریم دنبال ا.ت
ویل:چشم قربان
قطع کرد
جئون:چی شده پسرم؟
کوک:ا.ت
جئون:ا.ت چی؟
کوک:ا.ت رو دزدیدن
جئون:کی؟
کوک:نمیدونم ولی من توی اتاق ا.ت بی سیم گذاشتم شاید بفهمیم چی شده
جئون:پس منتظره چی هستی بریم تو
وارد اتاق ا.ت که شدیم پنجره شکسته بود پرده کنده شده بود
جئون:کجا گذاشتیش؟
کوک:زیر این میز صبر بده آها الان میزارمش
روشن کرد
مرد اول:Vai a prenderlo
مرد دوم و سوم:l'occhio
ا.ت:نزدیک نیاید وگرنه.....
جئون:بیهوشش کردن
کوک:اینا کره ای نبودن
جئون: ایتالیایی هستن
کوک:مطمعنی
جئون:اره
- ۱۳.۷k
- ۲۵ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط