پارت۴۶
کوک:خوب بلدی ترجمش کنی؟
جئون:نه
کوک(😑)
جئون:اینجوری نگاه نکن سریع برو اماده شو
ویو تهیونگ
داشتم وسایل انبار رو چک میکردم و چند تا از برگه ها رو امضا میکردم که گوشیم زنگ خورد
ته:بگو
مایکل:قربان ا.ت رو دزدیدن
ته:کی؟
مایکل:چند تا مرد خارجی کره ای نبودن
ته:شما کجاید؟
مایکل:ما داریم ماشین رو تعقیب میکنیم
ته:خوبه لوکیشن بدید منم میام
مایکل:چشم قربان
قطع کرد
تهیونگ:پسرا بلند شید
جیمین:چرا؟
ته: ماموریت عوض شد
جیمین:چرا
ته:ا.ت رو دزدیدن و اگه ما نجاتش بدیم نصف راه رو با یه قدم رفتیم
جیمین:چطوری؟
ته:توهم جز پرسیدن چیز دیگه ی بلد نیستی
جیهوپ:باشه بلند شید
جئون:نه
کوک(😑)
جئون:اینجوری نگاه نکن سریع برو اماده شو
ویو تهیونگ
داشتم وسایل انبار رو چک میکردم و چند تا از برگه ها رو امضا میکردم که گوشیم زنگ خورد
ته:بگو
مایکل:قربان ا.ت رو دزدیدن
ته:کی؟
مایکل:چند تا مرد خارجی کره ای نبودن
ته:شما کجاید؟
مایکل:ما داریم ماشین رو تعقیب میکنیم
ته:خوبه لوکیشن بدید منم میام
مایکل:چشم قربان
قطع کرد
تهیونگ:پسرا بلند شید
جیمین:چرا؟
ته: ماموریت عوض شد
جیمین:چرا
ته:ا.ت رو دزدیدن و اگه ما نجاتش بدیم نصف راه رو با یه قدم رفتیم
جیمین:چطوری؟
ته:توهم جز پرسیدن چیز دیگه ی بلد نیستی
جیهوپ:باشه بلند شید
- ۱۲.۹k
- ۲۶ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط