{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دکتر نیستم اما برایت 10دقیقہ راه رفتن،روی جدول کنار خیابا

دکتر نیستم اما برایت 10دقیقہ راه رفتن،روی جدول کنار خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمے عاقل بودن چیز خوبیست،
اما دیوانگے قشنگ تر است..
برایت لبخند زدن بہ کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمے هنوز هم،میشود بے منت محبت کرد..
بہ ﺗﻮ پیشنهاد میکنم گاهے بلند بخندی،هرکجا کہ هستے
یک نفر همیشه منتظر خنده های توست...
دکتر نیستم،
اما بہ ﺗﻮ پیشنهاد میکنم کہ شاد باشے
خورشید،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فردای خیالے" نباش.
سهمت را از" شادی زندگے" همین امروز بگیر
فراموش نکن "مقصد"، همیشہ جایے در "انتهای مسیر" نیست!
"مقصد" لذت بردن از قدمهاییست، کہ برمےداریم!



چایت را بنوش
نگران فردا مباش،
از گندم زار من و تو مشتے کاه مےماند برای بادها 
دیدگاه ها (۴)

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

پدرم کارگر است.به مزرعه می آید.با آخـــــرین ستاره.از آسمانِ...

خالدحسینی تو رمان بادبادک باز مینویسه: در دنیا فقط یک گناه ه...

بیدار شو به دنیا سلام کن...نفسی عمیق بکش... هوا مال ماست...آ...

Sherlock*شرلوک part 30 (4)🌀✒️بعد آمدن به خانه ، جان تصمیم گر...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:60دختر با کمی دستپاچگی و لکنت لب زد. ~من.. من فق...

پارت سوم و گفت که بعدا میبینمتمامان : ( خب اوه گفتی که بعدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط