{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه این است ، یکی بود و یکی هم که نبود

قصه این است ، یکی بود و یکی هم که نبود
طبق معمول ، نبودی که بخانی حالم

آمدن ، مصدر خوبیست اگر صرف شود
فعل رفتی ، زده آتش به همه افعالم

قصه ً حسرت دیدار تو ، شد جلد به جلد
ناشرش ، ذوق زده آمده استقبالم

دست تقدیر قلم ، چون که به دستش لرزید
همه  جا ،  لکه ً جوهر شده بر اقبالم

گر ز دست دگران سنگ خورم ، عیبی نیست
دوست ، خود آگه از آن است چرا می نالم ؟!!


سید حسین میری
دیدگاه ها (۵)

قصه این است یکی بود و یکی هم ، که نبودطبق معمول نبودی که ببی...

قصه این است یکی بود و یکی هم ، که نبودطبق معمول نبودی که ببی...

عبدالله سلیمانی شاعر کرمانشاهی

اخه طفلکی😂😂

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵                     سل...

خوب می دانم بعد از "تو"دیگر هیچ وقتآن آدم قبل نخواهم بودنه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط