{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁵⁴

Part ⁵⁴
ا.ت ویو:

نسیم خنکی از لابه لای پنچره باز شده به پرده های حریر اتاق میخورد..هوا روبه روشنی میرفت و خورشید داشت طلوع میکرد..سه ساعتی میشد که به خواب رفته بودم و تازه با نسیم خنک چشمامو باز کرده بودم..امروز احساس خوبی نداشتم..انگار قرار بود یک اتفاقی بیوفته..
همونجا توی تخت خوابیده بودم و چشمامو به منظره بیرون از پنچره دوخته بودم..اروم اروم چشمام خسته شدن و روی هم افتادن و دوباره به خواب رفتم

پشت میز نشسته بودم و صبحونه میخوردم..تهیونگ خونه نبود و این چیزا عجیبی نبود..با صدایی که از حیاط میومد دست از خوردن کشیدم و از جام بلند شدم و به سمت سالن نشیمن رفتم که پنجرش روبه حیاط بود..پرده رو کنار زدم..ماشین مشکی تهیونگ وارد حیاط شد و درست وسط حیاط متوقف شد..تهیونگ که انگار عجله داشت سریع از ماشین پیاده شد و به سمت حیاط پشتی رفت که خیلی درخت های زیاد و بلندی داشت همراه با زیرزمین..تا اسم زیرزمین اومد یاد اون دختره توی زیرزمین افتادم..خیلی کنجکاوم شدم ببینم اونجا چخبره..سمت در ورودی رفتم قبل از اینکه بازش کنم گوشیم زنگ خورد..سمت مبلی که گوشیم روش بود رفتم و برداشتمش..باز هم شماره ناشناس..رد تماس زدم که دوباره زنگ خود..خواستم مسدودش کنم که پیامی فرستاد
:جواب بده ا.ت کار واجب دارم
و دوباره گوشیم زنگ خورد..گوشی رو جواب دادم و نزدیک گوشم کردم
ا.ت:بله..
رابرت:به به خانم مین بلاخره افتخار دادین تلفنتون رو جواب دادین..گفتم خانم مین فهمیدم با کیم تهیونگ بزرگ ازدواج کردی و باید بهت بگم خانم کیم..
ا.ت.کیم تهیونگ بزرگ..
رابرت:مثل اینکه شوهرت چیزی از شغلش بهت نگفته
ا.ت:منظورت چیه؟
رابرت:حالا که اون چیزی از خودش و شغلش برات نگفته بزار من بگم..شاید خیلی کنجکاو شده باشی که شغل شوهر مغرورت چیه..شاید حقیقت تلخ باشه اما تو همسری و باید اینارو بدونی
و یک خنده بلند کرد
رابرت:بگذریم..اقای کیم یه خلافکاره..یه قاتل..یه ادم کثیف...یه روانی..یه دزد
با حرف هاش گیج شدم و چیزی نمی فهمیدم


رابرت:اون یه مافیاست
با حرفاش انگار یه سطل اب یخ روی سرم خالی کردن
ا.ت:تو..چی داری میگی؟
رابرت:..

ادامه دارد🍷
دیدگاه ها (۰)

Part ⁵⁵ا.ت ویو:ا.ت:تو..چی داری میگی؟ رابرت:ا.ت نمیدونی گیر چ...

Part ⁵⁶ا.ت ویو:متوجه نگاه خیره ام بهش شدم و سرم رو سمت دیگه ...

Part ⁵³ا.ت ویو: رفتم سمت پله ها..اروم و با استرس تمام پله ها...

Part ⁵²ا.ت ویو:یک شب خیلی عادی بود..جونگ کوک هم مثل همیشه او...

#پارت۱۲رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥من عاشقت شدم ا/ت من خیلی وقت بو...

#پارت۱۴ رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥تهیونگ: تهیونگ هستم و شما؟الی:...

part 3استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط