{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز دستم برنمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم

ز دستم برنمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم

#سعدی
دیدگاه ها (۰)

در قفس چند توان بود بیا تا چو همایپر برآریم و برین پنجره پرو...

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریمدست از سر آبی که جهان جمله سر...

ﺁﺩﻡ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ راﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﭼﯿﺰ...

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

───دل پریشانم؛که از بابم نمی‌آید ───_______صدا.....عمه، بابا...

قلبم شده رنجور زهجران‌تو مادر فکرم شده اینگونه پریشان تو ماد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط