{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم ما را بریدند

خواب دیدم ما را بریدند
و به کارخانه چوب بری بردند
آن که عاشق بود پنجره شد
آن که بی رحم بود چوبه دار
از من اما دری ساختند برای گذشتن...
دیدگاه ها (۹)

زنـــــــــــــــــدگی بار گرانی ستکه بر پشت پریشانی توست؛کا...

😏 😏 😏

دنیایت را با دنیایم عوض میکنی؟فقط برای چند ساعتـ ........میخ...

به گمانم بغض هایمان هم "ساخت چین"هستند،لعنتی ها هر شب میشکنن...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط