{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#رضا

#رضا
نفس عمیقی کشیدم... با تهدید نگاهش کردم انقدی ک گریه کرد چشاش پف کرد
شد مثل دو تا کاسه خون
نمیدونستم چیکار کنم
یهو دست خودم نبود
یهو دنیا رو انداختم رو تخت و روش خیمه زدم
رضا:پس منم نمیتونم ازت بگذرم لجباز خانم((شیطون))
دنیا:دستامو گذاشتم رو سینه رضا ک پسش بزنم ماشالله زور
ینی چی رضا چی کار میکنی
رضا:هنوز برنامه شب عروسیمون برگزار نشده ها((تو دلم موندا))
رضاااااا((دنیا با چشای گشاد))
جونمممم((خنده)))
دنقا:لبمو گاز گرفتم و گفتم زشته رضا منو همچین کارایی تو رو خدا اذیتم نکن
رضا: خب میخواستی لجبازی نکنی د بابا زنمیاااا
دنیا:میام میام اصن هر جا بگی میاام((نق نق))
نه دیگه دیر شده اونم خیلی همون موقع باید مراقبت میکردی چون من خطریم حالا هم باید همراهی کنی خانمم
دنیا چشماشو بست و گفت :باشه ولی فقط ۱۰ دقیقه
رضا خیلی کمه ها
دنیا ۲۰
رضا برنامه شب عروسی ۲۰ دقیقه ؟؟
دنیا ۳۰ دقیقه
رضا نه یک و نیم تا دو ساعت
دنیا چ خبرتهههه چ خبرتهههه
ادمم ها تو ک چنگیز خان مغول نیستی ک ۷۰۰ تا بچه بخوای ب جود بیاری منم آدمم
رضا دنیا خانم بهم حق بده من بدبختو بدجور انداختی تو خماری ۴ ماه فرض کن
دنیا نکنه نکنه
رضا نترس ب همین زودیا بچه دارن نمیکنم ب مولا
دنیا فقط یه کوچولو ها قول؟؟
رضا: ب جون دخترم یه کوچولو
دنیا حرصی نگاش کردم واهااییی
خب خب دیگه حرفی دارین ایا؟؟؟
مثبت هیجده بمونه فردا
مثبت هیجده اون پیجم پرید خیلیا ندیدن دوباره فردا میزارم
دیدگاه ها (۶)

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

رمان دخت من

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

marry without love part 2

پارت ۳۱

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط